رويای من MBA


MBA مکانی برای نگاه عمیق به جوانب رشتۀ

معرفی دانشگاه علوم و فنون مازندران برای ورودیهای جدید

سلام

به دوستانی که در رشته MBA و یا مدیریت اجرایی پذیرفته شدند تبریک می گم.

خسته نباشید.

دست مریزاد.

دوستانی که پذیرفته شدند این روزها سوالاتی راجع به دانشگاههای پذیرفته شده تو ذهنشون میاد و فکرهای مثبت و منفی و نوعی احساس هیجان و اضطراب خاص مربوط به شروع یه مرحله جدید بهشون دست میده، درست از جنس احساسی که روز اول مدرسه یا روز اول لیسانس داشتیم.

توی این پست اون چیزی که از دانشگاه علوم و فنون مازندران درک کردم رو برای دوستان شرح می دم تا هم به درد  دوستان پذیرفته شده بخوره و هم برای دوستانی که سال آینده می خوان انتخاب رشته کنن مفید باشه.

از عمر دانشگاه علوم و فنون مازندران 16 سال می گذره و تنها دانشگاه غیر انتفاعی کشوره، به عبارتی سایر موسسات غیر انتفاعی اجازه اتلاق لفظ دانشگاه به خودشون رو ندارند چرا که از لحاظ گسترش رشته ها، مقاطع و امکانات در سطح کالج هستند ونه در سطح دانشگاه.

دانشگاه علوم و فنون مازندران

در مقطع کارشناسی، رشته های مهندسی صنایع -تولید صنعتی، صنایع- تحلیل سیستمها، صنایع- ایمنی صنعتی، کامپیوتر-نرم افزار، فناوری اطلاعات،

در  مقطع ارشد رشته های MBA ، مهندسی صنایع-صنایع، مهندسی صنایع-سیستمهای اقتصادی-اجتماعی، مهندسی عمران، و مهندسی فناوری اطلاعات رو داره

و در مقطع دکتری رشته مهندسی صنایع

رشته MBA از سال 83  و به کمک دکتر مشایخی موسس MBA شریف تاسیس شده و بعد از دانشگاه شریف دومین دانشگاه ارائه دهنده دوره MBA هستش. دوره اول کاملا به زبان انگلیسی بوده و اساتید ایرانی و هندی همه کلاسها رو به زبان انگلیسی برگزار می کردند، که البته با مخالفت وزارت علوم دولت نهم با برگزاری انگلیسی دوره ها در ایران در حال حاضر تنها کلاسهای اساتید هندی انگلیسی برگزار می شه که البته وزارت علوم تاکید کرده حتی اساتید خارجی هم کلاسهاشون به زبان فارسی باید برگزار بشه!!!

دانشگاه    IITK کانپور از سری دانشگاههای Indian Institute of Technology  هنده که جزو مجموعه دانشگاههای معتبر هند هستن و دانشگاه علوم و فنون مازندران با این دانشگاه قرارداد همکاری داره که البته یک طرفس یعنی ما به علم اونا چیزی نمی افزاییم تا مبادا این کافرها به جایی برسن!، به طور متوسط ترمی یک درس با این اساتید سیاه سوخته برگزار می شه به عبارتی می شه گفت 12 واحد رو به طور متوسط با هندیها می گذرونید.این دورها به طور فشرده یک ماهه و بعد از اتمام کلاسهای ترم برگزار می شه این وسط یکی دو تا استاد کره ای هم اومدند و بچه ها ازشون فوق العاده راضی بودن. این هندیها به طور معمول باسوادتر از ایرانیها هستن و سالهاس که MBA تدریس کردن و مفهوم و فلسفه MBA رو خوب می فهمن، معمولا وجدان کاری بالایی دارند و عین ساعاتی که باید رو برگزار می کنن و البته در همون جلسات اول می فهمن دانشجوی ایرانی سختکوشی دانشجوی هندی رو نداره و دورشون کند میشه،  بزرگترین مشکل زبان ضعیف ما ایرانیها و لهجه بد هندیهاس اما درکل دوره های بسیار مفیدی نسبت به دورههای اساتید ایرانیه.

از اساتیدی که ایران اومدن

Proffesor  N.K.Sharma

Prof. Jayanta Chatterjee


Prof. Raghu Nandan

Prof A. K. Sharma 

Prof. R. R. K. Sharma
Prof. Kripa Shanker

Prof. Cho از کره

  

لینک وبسایت دانشگاه هندی      :  http://www.iitk.ac.in/ime/

در حال حاضر دانشگاه دو گرایش بازاریابی و مالی رو ارائه می کنه و کلاسها آخر هفته یعنی پنج شنبه و جمعه و گاهی چهارشنبه برگزار می شه که فرصت خوبیه برای بچه هایی که کار می کنن ( دوره ما نزدیک به 80% بچه ها کار می کنن)

اساتید معمولا همگی از تهران میان، که در کل مجموعه اساتید خوبی هستن. از اینها می شه ازاین اساتید اسم برد.

دکتر مستخدمین حسینی: معاون بانک مرکزی: آدم بسیار باسواد و خیلی خاکی و هر دقیقه از حرفاش پراز کلی اطلاعات راجع به اقتصاد وبانکداری ایران، بچه های مالی با ایشون بانکداری، مهندسی مالی و بورس و اوراق بهادار داشتند.

دکتر احمدپور: معاون اجرایی بورس ایران: آدم باسواد و مهربون که البته دوست داره ازش تعریف کنی، ما با ایشون حسابداری مدیریت  و بودجه و کنترل داشتیم

دکتر بلوریان تهرانی: از اساتید معروف بازاریابی ایران: ازون پیرمردهایی که بی خودی موهاش سفید نشده با ایشون بچه ها اصول بازاریابی داشتن و ورودیهای جدید هم مدیریت تبلیغات داشتند.

دکتر آقایی: از اساتید جوان بازاریابی و شاگردهای دکتر روستاس که ما با ایشون مدیریت تبلیغات و تحقیقات بازاریابی داشتیم. از اساتیدیه که دانشجو باهاش خیلی راحته

دکتر سید اصفهانی: رئیس دانشکده صنایع امیرکبیراز هیات موسس دانشگاهه و کلی با نفوذه ما با ایشون روشهای کمی در تصمیم گیری داشتیم.

پروفسور صمیمی: از اساتید برجسته و صاحب نظر اقتصاد ایران: ازوناس که هر دقیقه از تدریسش کلی اطلاعات توشه و البته از همون پیرمردها ما با ایشون اقتصاد کلان داشتیم

استاد پرویز درگی: استاد سازمان مدیریت صنعتی و مدیرعامل شرکت مشاوره مدیریت   TMBA

ایشون بازاریابی رو از نقطه صفر و از ویزیتوری شروع کرده و  قدم به قدم و عملا به یه استاد قابل تبدیل شده و شرکت موفقی در زمینه مشاوره بازار داره و تدریسش پر از اطلاعات درباره بازار ایرانه ما با ایشون بازاریابی بین الملل داشتیم

دکتر اکبری اصل: از اساتید جوان و بسیار با سواد و آینده دار بازاریابی ایران

به جرات می تونم بگم که دکتر اکبری اصل از معروفترین اساتید بازاریابی ایران بهتر تدریس کرد و کلاسهای بسیار مفیدی در زمینه استراتژی بازاریابی و رفتار مصرف کننده با ایشون داشتیم.

دوستانی که علوم و فنون مازندران قبول می شن بدونند که سیستم دانشگاه سیستم بازیه و می شه با چونه زنی از دانشگاه امتیاز گرفت و خیلی چیزها رو تغییر داد برخلاف دانشگاههای دیگه که دانشگاه قدرت قابل ملاحظه ای داره اینجا دانشجو هم قدرت بالایی داره ، خب دیگه این از عوارض پول دادنه

 

با احترام

امیرحسین سرفرازیان

 

   + امیرحسین سرفرازیان - ۸:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٧

المپیک و مدیریت اجرایی( MBA) ورزشی

سلام

بازیهای المپیک تموم شد و به قول هادی ساعی رو سیاهیش به زغال موند. و باز هم همه دیدند که مسوولین ورزشی ما از یه برنامه ریزی ساده عاجز بودند چه برسه به برنامه ریزی استراتژیک چهارساله.  مدیران درک درستی از همکاری تخصصهای مختلف برای آماده کردن ورزشکار ندارند. منتقدان ما تنها نقدهای احساسی به ماجرا دارند که هر ایرانی بالای 14 سال قبلا حتما این حرفها رو بی کم و کاست در مسابقات دیگه ای مثل المپیک یا جام جهانی یا آسیایی شنیده، ورزشکار ما وسط زمین گیج بود و کاملا بی روحیه که نشون می داد بدون آمادگی روانی یه دفعه وارد گود شده و ...

چرا ما گرفتار این دور باطل در ورزش هستیم؟ جواب: ضعف در مدیریت ورزش

ورزش ما در یک حرکت پاندولی بین دو تز استفاده از مدیران کاملا ورزشی و به کارگیری مدیران غیر ورزشی در حرکته و هر کدام از این نظریه ها طرفداران خودشون رو دارند. کدام نظریه صحیحه؟

آیا یه مدیر دولتی یا صنعتی موفق مدیر ورزشی موفقی هم خواهد بود؟

از یک نظر ورزش هم یک سیستم اقتصادی اجتماعیه یه سری ورودیها داره، فرایندهای خاص خودش و البته خروجی که یکی از این خروجیها مدال و افتخار ملیه، درون این سیستم ذی نفعان وجود دارند که می بایست منافعشون تامین بشه، بخشهای اداری، مالی، بازاریابی و روابط عمومی و ... که در هر کسب و کاری وجود داره در ورزش هم وجود داره، چرا نباید یک مدیر حرفه ای موفق که شایستگیهای خودش رو ثابت کرده نتونه در ورزش هم موفق باشه؟

جوابش اینه که ورزش هم یک تخصصه مثل مهندسی، پزشکی، هنر  و همانطور که هرکدام از این زمینه ها می تونن سر منشاء یک کسب و کار باشند. مثل یه شرکت مهندسی، یه کلینیک درمانی، یه نمایشگاه و گالری هنری و یا یه شرکت طراحی و گرافیک، ورزش هم می تونه زمینه یک کسب و کار و حتی در سطح کلان زمینه ساز یه صنعت باشه

حال که پذیرفتیم ورزش یک تخصصه و در عین حال یک سیستم اقتصادی-اجتماعی و از همه مهمتر یک کسب و کار و صنعت می بایست به دیدگاه ورزشیهای ما که معتقدند مدیر  ورزشی ما می بایست از جنس ورزش باشه صحه بگذاریم و بپذیریم که اصل بر ورزشی بودن مدیران خواهد بود و مدیران ورزشی موفق یک استثناء خواهند بود مثل نمونه های موفق مدیرانی که از صنعتی به صنعت دیگه ای رفته و موفق هم بوده اند. اما در عین حال نمی شه از نداشتن سواد و مهارتهای عمومی مدیریت مدیران صد در صد ورزشی گذشت. 

اینجاست که لزوم ایجاد MBA ورزشی احساس می شه، دوره هایی اختصاصی برای  مدیران 100% ورزشی ما  که در کنار تخصص ورزشی در جهت ایجاد و ارتقاء سواد و مهارت مدیریتی گام بردارند. مثل دوره های مدیریت بیمارستانی، مدیریت حمل و نقل، مدیریت شهری و ...

 در این صورت مدیر ما می دونه که برای موفقیت در المپیک می بایست تفکر استراتژیک داشته باشه و برنامه ریزی استراتژیک 4 ساله داشته باشه، مربی ورزشی ما دیگه نمی گه ورزشکار ما جیگر نداشت که باخت بلکه می دونه که ورزشکارش به عنوان یک منبع با ارزش انسانی از لحاظ آمادگی روانی و فکری به اندازه آمادگی جسمی آماده نشده بوده و برای موفقیت ورزشکار ما تیمهای مختلفی مثل بخشهای مختلف یک سازمان تجاری با هم همکاری کنند. مدیر ورزشی ما در این صورت از حداقل قوانین حقوقی و بین المللی باخبر خواهد بود و تیمی که یک سال زحمت کشیده تا قهرمان شده رو به راحتی با دست خودش از حضور در مسابقات بین المللی حذف نمی کنه. و این همه مسابقات تدارکاتی به علت اینکه بلد نبودیم یه قرارداد جامع و کامل و بدون اشکال تنظیم کنیم لغو نمیشن. مدیر ورزشی با تحصیلات مرتبط می دونه که چطور مجموعه تحت مدیریت خودش رو به سودآوری برسونه و ورزش تنها گوش شکسته و بازی توی زمین خاکی و خاطرات امجدیه و عرق پیراهن نیست.

از نظر بنده یک مدیر ورزشی علاوه بر اینکه مثلا در مورد فوتبال  تخصص داره ، نیاز به آگاهی از حوزه هایی مثل برنامه ریزی و تفکر استراتژیک، حقوق، مدیریت مالی و حسابداری، سازماندهی، مهارتهای رهبری و هدایت، روانشناسی، زبان خارجی و بالاخره بازاریابی برخوردار باشه و دوره های MBA ورزشی حول این حوزه ها باید بچرخند.

 

با احترام

امیرحسین سرفرازیان

 

 

 

   + امیرحسین سرفرازیان - ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٥