رويای من MBA


MBA مکانی برای نگاه عمیق به جوانب رشتۀ

پاسخ از طریق ایمیل

سلام

از اونجایی که بنده دیر به دیر این وبلاگ رو چک می کنم و همیشه هم ایمیلها رو پاسخ می دم

خواهش می کنم اگه دوستان از بنده سوالی دارند از طریق ایمیل بپرسن

باید بگم که مدتهاست مطلب جدیدی نمی نویسم چون این وبلاگ مال زمانی بود که در حال تحصیل بودم

بنابراین سوالاتی که بهتر می تونم پاسخگو باشم در مورد فلسفه ام بی ای و پس از خوندن ام بی ای و ورود به بازاره کاره تا کنکور و مسائل مرتبط به اون

   + امیرحسین سرفرازیان - ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱/٢٦

پاسخ به برخی سؤالات mba

 

سلام
ممنون
شما برای موفقیت باید دو تا درس زبان و ریاضیتون رو تقویت کنید
برای زبان می تونید کلاسهای پری تافل یا پری آیلتس رو از الان شروع کنید و برای ریاضی اگه وضعتون بد نیست شروع کنید کتابهای نیکوکار یا آغاسی را ریز به ریز و توأم با تمرین حل کردن و هر روز بخونید
برای درس جیمت هم فعلا زوده و وقت دارین
درضمن دانشگاه تهران دوره ام بی ای رو درخور نام و شأن خودش ارائه نمی ده

 


From: >
To: "amirhosein_sarfarazian@yahoo.com" <amirhosein_sarfarazian@yahoo.com>
Sent: Tuesday, February 21, 2012 7:22 PM
Subject:

 

سلام امیدوارم حالتون خوب باشه و جواب منو هم  بدین

میخواستم به عنوان کسی که تو این رشته درس خونده لطفا بهم کمک کنید

من امسال 3 ماه برا کنکور ام بی ای خوندم  ولی فکر نکنم نتیجه ی خوبی بگیرم شدیدا وقت کم اوردم

میخوام خیلی مصمم برای سال دیگه بخونم ولی زیاد نمیدونم از کجا شروع کنم

و این رو هم بگم من باید حتما قبول بشم

دانشکاه تهران

اگه بتونید بهم کمک کنید واقعا ازتون ممنون میشم

مرسی از سایت خوبتون

 

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

سلام

باید بهتون بگم اساسا این رشته یه حوزه تحقیقاتی نیست بلکه یه عنوانه و سؤال شما غلطه
رشته ام بی ای درواقع رشته مدیریت برای کسانیه که در حال کار هستن و رشته اصلیشون هم غیر مدیریتیه و یه رشته اس نه یه فیلد و مبحث علمی

  

 

From:

 To: amirhosein_sarfarazian@yahoo.com
Sent: Sunday, January 15, 2012 12:41 AM
Subject: ask

ba salam va khaste nabashid. man daneshjuye arshade modiriat varzeshi hastam va alaghe mand b fielde MBA. mikhastam az shoma beporsam k aya emkane kar tahqiqati baraye payan name dar in hoze vojud darad. motshakeram

 

 

*****************************************************************************

 

salam
mamnunam
inke fanni budan mohemme shayad 2rost bashe ama sharte lazem nist
shoma mituni ba poshtekar, class raftan tu in 2rus va motale'ete hushmandane in fasele ro jobran koni
amar ham niazi nist aslan

 

 


To: amirhosein_sarfarazian@yahoo.com
Sent: Thursday, December 8, 2011 6:23 PM
Subject: Would u give me some advice about MBA?

Salam jenabe Sarfarazian,
Ghabl az har chiz be khatere webloge fogholade jameetun tashakor
mikonam. Az har lahaz kamel hastesh.

Man alagheye ziyadi be reshteye MBA daram va madrake karshenasim ham
fanni nist moteasefane. Mikham bedoonam ba tavajoh be inke hichi az
doruse riyazi va amar nemidoonam mitoonam to in reshte movafagh besham
ya na?

Ba sepas,

 

××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

 

سلام

 

برای خوندن و موفقیت خیلی دیر شروع کردی

به هر حال با فرض اینکه در این کار خیلی مصمم هستی و هر روز 12 ساعت می خوای بخونی

1. معلم خصوصی کنکوری برای ریاضی 1 و 2 بگیر و هر روز تمرین ریاضی 1 و 2 فنی حل کن

2. کلاس خصوصی فشرده زبان عمومی و تخصصی یا اگه پیدا نکردی کلاسهای موسوم به پری تافل یا پری آیلتس رو تا کنکور برو و حتما تستهای سالهای قبل رو کار کن

3. شروع کن تستهای جی مت رو بزن 

4. فهرست کتابهای لازم رو می تونی از وبلاگهایی که تو اینترنت هستن پیدا کنی

5. حتما آزمون پارسه یا ماهان رو شرکت کن

 

 

From:
To: amirhosein_sarfarazian@yahoo.com
Sent: Thursday, November 10, 2011 3:27 PM
Subject: ba salam
ba salam va ehteram,

man license eghtesade bazargani faregholtahsile 89 hastam.parsal reshteye khodam sherkat kardam va mojaz shodam ama be dalile moshkeli ke baram pish amade bud rotbam khoob nashod.baraye konkur emsal az diruz ke daftarche amad tasmim gereftam MBA sherkat konam, ama hich etelai az in reshte va inke che manabeiro dar in modat zamane kam bayad bekhoonam nadaram  va az unjai ke baram kheyli moheme emsal hatman ghabul sham mikhastam bedunam dar in modat zamane baghimande mitunam movafagh sham?!

addressmaile shomaro az persianblog peyda kardam.vaghaan mamnoon misham agar dar in zamine komakam konid va betunam az rahnamaitun estefade konam.

   ba tashakor

 

خواهش می کنم قربان

موفق و پایدار باشید

From:
To: Amirhosein Sarfarazian <amirhosein_sarfarazian@yahoo.com>
Sent: Sunday, September 11, 2011 1:03 PM
Subject: Re: آقای سرفرازیان لطفا راهنمایی بفرمایید

آقای سرفرازیان خیلی خیلی از راهنماییتون ممنون ، امیدوارم همیشه موفق  باشید

من تو فیلد نرم افزار کار می کنم اگه یه زمانی تو این زمینه کمکی می تونستم کنم خوشحال میشم

ممنون از شما

--- On Sun, 9/11/11, Amirhosein Sarfarazian <amirhosein_sarfarazian@yahoo.com> wrote:


From: Amirhosein Sarfarazian <amirhosein_sarfarazian@yahoo.com>
Subject: Re: آقای سرفرازیان لطفا راهنمایی بفرمایید
To:
Date: Sunday, September 11, 2011, 12:36 PM

نه اطلاعی ندارم

منظورم اینه که اگه از هر گرایشی یه چیزایی بدونی می شی آدمی که همه چی می دونه و هیچی نمی دونه

باید سعی کنی بیشتر واحدهای تخصصی که پاس می کنی حول یه گرایش خاص باشن

 

 

From:
To: Amirhosein Sarfarazian <amirhosein_sarfarazian@yahoo.com>
Sent: Sunday, September 11, 2011 12:32 PM
Subject: Re: آقای سرفرازیان لطفا راهنمایی بفرمایید

 

منظورتون اینه که فقط واحد پاس نکنم و سعی کنم مسلط به گرایش ام بشوم؟

راستی دانشگاه بین الملل دانشگاه تهران - ارس تبریز گرایش مدیریت استراتژیک از MBA رو انتخاب کردم در مورد این دانشگاه و این گرایش هم اطلاعی دارید؟ببخشید زیاد وقتتون رو گرفتم

 --- On Sun, 9/11/11, Amirhosein Sarfarazian <amirhosein_sarfarazian@yahoo.com> wrote:


From: Amirhosein Sarfarazian <amirhosein_sarfarazian@yahoo.com>
Subject: Re: آقای سرفرازیان لطفا راهنمایی بفرمایید
To:
Date: Sunday, September 11, 2011, 12:05 PM

فرق خیلی زیادی نمی کنه تقریبا در یک شرایطن مهم اینه که شما تو دانشگاه تو یه گرایش متخصص بشین مثلا در بازاریابی یا مالی یا منابع انسانی و عمومی درسا رو انتخاب و پاس نکنی

 

 

From:
To: Amirhosein Sarfarazian <amirhosein_sarfarazian@yahoo.com>
Sent: Sunday, September 11, 2011 11:25 AM
Subject: Re: آقای سرفرازیان لطفا راهنمایی بفرمایید

 

با تشکر از لطف و راهنمایی شما دوست گرامی ، در مورد بازار کار هم ، بازار کار

MBA

به مراتب بهتر از مدیریت اجرایی است؟؟

 --- On Sat, 9/10/11, Amirhosein Sarfarazian <amirhosein_sarfarazian@yahoo.com> wrote:


From: Amirhosein Sarfarazian <amirhosein_sarfarazian@yahoo.com>
Subject: Re: آقای سرفرازیان لطفا راهنمایی بفرمایید
To:
Date: Saturday, September 10, 2011, 4:07 PM

سلام این دو رشته در اصل و از لحاظ تئوریک یکی هستن  و در دنیا EMBA  یکی از انواع MBA هستش اما در ایران یه فرق ظریف دیگه هم دارن و اون اینه که مدیریت اجرایی رو در ایران ایرانی تر تدریس می کنن و MBA رو بیشتر به سبک کشورهای دیگه هرچند هر دو رو تو ایران بد تدریس می کنن چرا که اساتید ایرانی به اندازه کافی تجربه عملی برای انتقال به دانشجوها ندارند. با این حال توصیه من به شما اینه که اول برای MBA تلاش کنید به خصوص اگه ریاضیات و زبان شما مناسبه و بعد برای مدیریت اجرایی

 

 

 

From:
To: amirhosein_sarfarazian@yahoo.com
Sent: Wednesday, September 7, 2011 10:28 AM
Subject: آقای سرفرازیان لطفا راهنمایی بفرمایید

 

 

سلام آقای سرفرازیان

 

اطلاعات شما رو در اینترنت دیدم نیاز به یه مشاوره در زمینه انتخاب بین رشته  MBA  و مدیریت اجرایی مخصوصا برای شرایط کاری و رشدی ایران دارم برای حق مشاوره هم مشکلی نیست به نظر شما سابقه تحصیلی و کاری در این زمینه دارید

لطفا اگه براتون مقدور هست در این زمینه راهنمایی بفرمایید من تا حداکثر 3 روز دیگه باید انتخاب رشته برای دانشگاه بین الملل تهران - تبریز بکنم

منتظر خبرتون هستم

 

با تشکر

امیر

 *****************************************************************************

salam

shoma hamin masiri ke entekhab kardin ro edame bedin va ghatan movafagh mishin
yadetun bashe harchi zaban va riazi bekhunin va tamrin hal konin baz kame
az GMAT ham natarsin besiar asune

 


From:
To: amirhosein_sarfarazian@yahoo.com
Sent: Thursday, September 8, 2011 11:40 PM
Subject: MBA

salam.omidvaram haletun khub bashe!

 

man daneshjuye sale akhare mohandesiye omran hastam va baraye fogh mikham emsal konkoore MBA bedam.mikhastam age baratun maghdur hast etelaate mofidi age darin dar ekhtiyaram bezarin.

 

man az nazare zaban hich moshkeli nadaram va kelas haye aghaye aghasi ro ham sabte nam kardam.Gmate kelase aghaye sedaghat ro ham mikham sabte nam konam chon ashnayi nadaram ba mohtavash az tarafi konkour haye azmayeshiye mahan ro ham sabte nam kardam ke az aban shoroo mishe....

 

mamnun misham befarmayid baraye movafaghiyat dar konkoor va kasbe rotbeye bala che kari bayad kard?

lotf mikonid age javabe maile mano bedin va behem komak konid.

 

ba tashakor,

 

******************************************************************************

سلام

این دو رشته در اصل و از لحاظ تئوریک یکی هستن  و در دنیا EMBA  یکی از انواع MBA هستش اما در ایران یه فرق ظریف دیگه هم دارن و اون اینه که مدیریت اجرایی رو در ایران ایرانی تر تدریس می کنن و MBA رو بیشتر به سبک کشورهای دیگه
هرچند هر دو رو تو ایران بد تدریس می کنن چرا که خیلی از اساتید ایرانی به اندازه کافی تجربه عملی برای انتقال به دانشجوها ندارند.
با این حال توصیه من به شما اینه که اول برای MBA تلاش کنید به خصوص اگه ریاضیات و زبان شما مناسبه و بعد برای مدیریت اجرایی

 


From:
To: "amirhosein_sarfarazian@yahoo.com" <amirhosein_sarfarazian@yahoo.com>
Sent: Friday, September 9, 2011 7:05 PM
Subject: MBA

با سلام خدمت شما

 ببخشید از اینکه مزاحم شدم .می خواستم در مورد رشته مدیریت اجرایی و یا ام بی ای من رو راهنمایی کنید

البته می دونم که تو وبلاگ هم توضیح دادید اما باز هم سر در گم هستم.من فارغ التحصیل رشته کامپیوتر گرایش نرم افزارهستم.از اونجایی که علاقه زیادی به رشته ام ندارم در یک شرکت بازرگانی مشغول به کارشدم و با گذشت زمان علاقه ام به کارم بیشترشده.دلم می خواد کارشناسی ارشدم در یکی از زمینه های مدیریت اجرایی و یا ام بی ای باشه اما

     نمی دونم کدوم برام کاربردی تر و بهتره

لطفاً در این مورد کمکم کنید

با تشکر از لطف شما

******************************************************************

 

سلام

هزینه اش یه خورده نسبت به قدیم که ما بودیم زیادی زیاد شده که البته همه چیز گرون شده

اگه شاغل بخش خصوصی هستید این مدرک تو پیشرفتتون خیلی کمک می کنه

اگه شاغل بخش دولتی هستین ببینید به هزینش می ارزه

کلا شما باید مساله مالیش رو در نظر بگیرید که می ارزه یا نه

 

From: To: "amirhosein_sarfarazian@yahoo.com" <amirhosein_sarfarazian@yahoo.com>
Sent: Monday, September 5, 2011 12:16 PM
Subject: no subject

با عرض سلام و ارادت خدمت شما

از محضرتون مشورت میخواستم.

آدرس ایمیل شما را از سایت تون برداشتم.

امسال رشته ام.بی.ای پردیس انزلی قبول شده ام.

دوره 2 ساله،32واحد،هزینه حدودا 12 میلیون تومن هست.محل کلاسها

دانشگاه گیلان هستش و مدرک دانشگاه گیلان را میدن.

من در حال حاضر شاغل هستم.

از جهت روز کلاسها مشکلی ندارم.

با توجه به شرایط موجود پیشنهاد میکنید ثبت نام کنم یا خیر؟

 

با تشکر فراوان 

*********************************************************************************

سلام
ببینید شما سه تا گزینه دارید که هر سه کمابیش خوبن
صنایع رو خودتون بهتر از من می شناسید ام بی ای رشته ایه که از کسی که خونده انتظار می ره که بتونه بعدش تو لایه مدیریت وارد بشی یعنی روحیه مدیریتی داشته باشی علوم انسانی بفهمی
باید دقت داشته باشی که صنایع اصلا شبیه این رشته نیست و اینجا تو باید مدیر باشی یعنی توانایی مدیریت و رهبری منابع انسانی رو داشته باشی و ...
حالا ببین علاقت به کدوم بیشتره و البته تواناییت

 


From:
To: "amirhosein_sarfarazian@yahoo.com" <amirhosein_sarfarazian@yahoo.com>
Sent: Thursday, September 1, 2011 3:36 PM
Subject: mba??????????????sos

سلام من اسم شما رو از سایت

پیدا کردم میخواستم از شما مشورت بگیرم. من لیسانس صنایع دانشگاه مالک اشترم وبا  سهمیه ممتازی بدون کنکور می تونم برم ام بی ای مالک اشتر از طرفی من صنایع صنایع دانشگاه فردوسی شبانه قبول شدم و از طرفی باسهمیه ممتازی بدون کنکور صنایع صنایع دانشگاه شاهد روزانه هم منوقبول کرده و می تونم برم اونجا .با توجه به اینکه من مشهدی ام بنظرت کدوم بهتره ؟ یکی از بچه های دانشگاه که ام بی ای رفته بود خیلی راضی بود  لطفا راهنماییم کن.

*****************************************************

سلام
تبریک می گم

بستگی به هدفتون داره اگه قصد ادامه تحصیل ندارین خیلی هم بد نیست با توجه به رتبتون احتمال قبولی تو علوم و فنون کمه اگه فکر می کنید می تونید با یه سال بیشتر خوندن بهتر قبول می شید و همت خوندنشو دارین بسم الله و گرنه شروع کنین به خوندن دوره ای که قبول شدین

 


From:
To: amirhosein_sarfarazian@yahoo.com
Sent: Friday, September 2, 2011 1:15 PM
Subject: درخواست مشاوره

سلام آقای امیر حسین

من امسال در کنکور شرکت کردم و رتبه ام در رشته ام. بی .ای 750 شد با این حال انتخاب رشته کردم و الان در دانشگاه تهران دوره مجازی قبول شدم ولی مطمئن نیستم که این دوره بتواند دوره اثر بخشی باشد از طرفی کلاسهای آنلاین این دوره این امکان رو به من میده که همزمان هم کار کنم و در صورت لزوم هرگونه مهارت مرتبط با رشته ام رو در شهر خودم کسب کنم ( من در شهر اصفهان ساکن هستم ) لطفا با توجه به آشناییتون با این دوره در تصمیم گیری کمکم کنید.

در ضمن آیا امکان قبولی در دانشگاه علوم فنون در تکمیل ظرفیت برای من وجود دارد؟

سایت شما در زمینه آشنایی با این رشته خیلی به من کمک کرد از مطالب خوبتون ممنونم.

پیشاپیش از کمکتون تشکر میکنم.

   + امیرحسین سرفرازیان - ٦:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۱٧

M.Sc با MBA فرق داره

mba و msc

M.Sc یا Master of Science در دنیا به رشته هایی گفته می شه که اصطلاحا پژوهش محورند یعنی یه جورایی مدیریت بازرگانی، دولتی، صنعتی خودمونن

 

کلا رویکرد به این دو فرق داره یعنی بچه هایی که M.Sc  قبول بشن ازشون انتظار میره در تئوریهای مدیریت و سازمان پژوهش کنند، مقاله بدن و در آینده دکتر بشن و از MBA ها انتظار می ره که طبق فلسفۀ MBA بیشتر روی ارتقای مهارتهای مدیریت و کسب و کار خودشون کار کنند تا در آینده مدیر بشن یا وارد حرفۀ مشاوره مدیریت بشن

به عبارتی M.Sc همون کارشناسی ارشدهای مدیریت دانشگاههای دیگس مثل کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی، صنعتی، مالی و ...

اینم لینک اطلاعاتی که شریف در این باره ارائه کرده

http://gsme.sharif.edu/~management/farsi/management/pdf/MS%20in%20Management.pdf

   + امیرحسین سرفرازیان - ٤:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٤

یک توصیه کوچک به داوطلبان MBA

سلام

ضمن عرض تبریک به همۀ دوستانکه زحمت کشیدن و مجاز شدند.

تنها حرفی که به نظرم میاد برای شما مفید باشه اینه که:

سعی کنید در دانشگاههایی قبول بشید که گرایش دارن نه اینکه MBA رو بصورت عمومی ارائه می دن

به امید موفقیت شما در عرصۀ زندگی

 

   + امیرحسین سرفرازیان - ۳:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢

MBA در زندان

MBA در زندان

مطلب جالبی در وبلاگ یکی از دوستان خوندم که حیفم اومد در انتشارش نکوشم گویا این

مطلب در مجلۀ فایننشال تایمز به چاپ رسیده

 جان واسکز در اوقات فراغت خود سعی می کند ایده تجاری خود که تاسیس یک شرکت

خدمات فنی است را به مرحله اجرا درآورد. او همانند اکثر افرادی که می خواهند کارآفرین شوند

 تعطیلات خود را صرف طرح تجاریش می کند. یافتن مشتری و پیدا کردن منابع بالقوه ای که

می توانند طرح او را تامین مالی نمایند از کارهایی است که او انجام می دهد. او شبها نیز در

کلاسهای مدیریت یک دانشگاه محلی شرکت می کند.

آقای واسکز که اسپانیولی را به راحتی صحبت می کند می گوید " ایده من تعمیر و نگهداری

کامپیوتر برای کسانی است که نمی توانند انگلیسی صحبت کنند. من لیست کاملی از مشتری ها

را تهیه کرده ام و امیدوارم که در مدت شش ماه کار تمام وقت طرحم را عملیاتی کنم.

اما آقای واسکز یک کارآفرین معمولی آن طور که شما فکر می کنید نیست. او تقریبا نیمی از

عمرش را در زندان سپری کرده است، 12 سال به خاطر اقدام به قتل و اخیرا 2 سال به خاطر

سرقت.

وقتی او برای دومین بار به زندان افتاد سعی کرد خودش را تغییر دهد. پس از اینکه گواهینامه

مهارت در تعمیر و نگهداری کامپیوتر را گرفت در برنامه کارآفرینی زندان۱(Pep)

 ثبت نام کرد. این برنامه یک دوره چهارماهه است که توسط مدیران داوطلب و دانشجویان

 مدیریت بیزنس تدریس می شود و به زندانیان آموزش داده می شود که چگونه یک کسب و کار

 راه اندازی کرده و توسعه دهند.

برنامه یک دوره (Mini-mba) شامل بحث و سمینار در مورد امور مالی و حسابداری و

 چگونگی نوشتن، سخنرانی در مجامع عمومی و تکنیک های مصاحبه است که زندگی شخصی

 و حرفه ای صدها زندانی را تغییر داده است و آنها را برای ورود مجدد به جامعه

 آماده کرده است. 

" من افرادی را ملاقات کردم که هرگز در طول زندگیم ملاقات نکرده بودم، مدیران میلیونر و

 دانشجویان mba از سراسر کشور که دانشجویانی از هاروارد و MIT را نیز شامل می شدند.

آقای واسکز اضافه می کند: آنها عزت نفسم را به من برگرداندند" من تقریبا از زندگی

دست کشیده بودم اما Pep به من آموخت که زندگی تمام نشده است."

تا به امروز بیش از 300 زندانی از این دوره های ابتکاری فارغ التحصیل شده اند.

اکثریت قریب به اتفاق آنها 98 درصد- شغل ثابتی یافته اند و حدود 40 نفر بیزنس شخصی

خود را راه اندازی کرده اند. تنها تعداد بسیار محدودی از فارغ التحصیلان این دوره ها دوباره

مرتکب جرم شده اند.

کاترین روهر که در سال 2004 این برنامه را تاسیس کرد و اکنون مدیر اجرایی برنامه است،

 می گوید: زندان برای بزهکاران مانند یک دانشگاه است. ما یک جایگزین را برای آنها

ایجاد کرده ایم تا پس از آزادی، دیگر به کار فروش مواد مخدر و باندهای تبهکاری بر نگردند.

 رهبران گروههای تبهکاری افرا د با نفوذی هستند، اگر ما با آنها برخورد کنیم با اقوام،

همسایگان و زیردستان آنها برخورد کرده ایم، بنابراین کل جامعه از این کار سود می برد.

بنا به گفته خانم روهر ورود به این برنامه رقابتی است. او زندانیانی را انتخاب می کند که

" در کارهای تبهکاری موفق بوده اند. کسانی که باندهای تبهکاری را رهبری می کرده اند و

یا اینکه در فروش مواد مخدر موفق بوده اند. اینها افرادی هستند که مسائل مربوط به فروش،

بازاریابی و سود را به خوبی می دانند خانم روهر اضافه می کند " این افراد نحوه اجرا را

می دانند، چیزی که آنها نمی دانند مدیریت ریسک است زیرا آنها شکست خورده هستند

جان جکسون مدیر ارشد شرکت Price Gregory - شرکت سازنده خط لوله هیوستون که

در هیئت ناظر برنامه فعالیت می کند، می گوید:  مهارتهای کارآفرینی فراوانی در زندان

وجود دارد که اگر به درستی هدایت شوند، با کمی کمک و راهنمایی، این افراد می توانند در

جهت اجرای این مهارتها حرکت کنند

خانم روهر ایده اجرای این برنامه را زمانی که در یک شرکت خصوصی در نیویورک

کار می کرد در ذهن داشت. یک همکار او را به بازدید از یک زندان در تگزاس دعوت کرد

من بدترین فکرها را می کردم. فکر می کردم می خواهم به بازدید از یک باغ وحش بروم تا

تعدادی حیوان زندانی شده را ببینم خانم روهر اضافه می کند " اما به جای آن موجودات انسانی

 را دیدم، افرادی را دیدم که توبه کرده اند، افرادی که تغییر کرده اند. واقعا شرمنده شدم

او از تعدادی از مدیران دعوت کرد تا در ماههای بعد میزبان یک دوره مقدماتی بیزنس در

زندان باشندمن فکر می کردم اگر ما بتوانیم به این افراد راههای بیزنس را آموزش دهیم، آنها به

 کارهای مجاز و قانونی روی می آورند. خانم روهر که مدرک mba خود را از مدرسه بیزنس

 Hass دانشگاه کالیفرنیا گرفته است، اضافه می کند:  این بود که تصمیم گرفتم رقابت

طرح های تجاری برتر را در زندان شروع کنم

او و شوهرش آپارتمان خود در نیویورک را فروختند و به تگزاس آمدند تا برنامه خود را اجرا

 کنند. خانم روهر شروع به ثبت نام مدیران محلی برای تدریس در این برنامه نمود.

بعضی افراد از جمله مایک هامفریز، قائم مقام شرکت سرمایه گذاری tangle wood در ابتدا

 با این طرح موافق نبودند. اما وی هنگامی که پروژه را در عمل دید مجذوب آن شد روحیه

 اصلاح پذیری بین زندانیان کاملا آشکار است" آقای هامفریز ادامه می دهد: این مردان افرادی

 هستند که متعهد شده اند زندگی خود را تغییر دهند و حاضرند همه چیز را بدهند تا روی پای

خود بایستند.  

در پایان برنامه زندانیان یک طرح تجاری را ایجاد کرده و بودجه بندی و آنالیز مالی یک ساله

 آن را تهیه می کنند و سپس به صورت شفاهی برای هیئت داوری ارائه می کنند. برخی از

طرح های تجاری ارائه شده عبارت است از: هرس درختان، خیابان بندی کردن، چاپ بر روی

 تی شرت، ساخت کفش و... خانم روهر از دانشجویان ممتاز mba دعوت می کند تا به عنوان

 مشاور در این طرح ها همکاری کنند. این مشاوره ها هم در زمینه فکری و هم زمینه ساختاری

 طرح است و باعث می شود طرح های تجاری زندانیان واقع گرایانه و عملی باشد.

امروز برنامه، دانشجویان مدارس بیزنس معتبری همچون استانفورد، رایس و مدرسه وارتون

دانشگاه پنسیلوانیا را نیز به عنوان مدرس در اختیار دارد.

کاتارینا لاورز دانشجوی سال دوم مدرسه مدیریت Sloan دانشگاه MIT در اجرای یک طرح

 تجاری به یکی از زندانیان مشاوره می دهد. چون زندانیان به اینترنت دسترسی ندارند او

 تحقیقات بازار و اطلاعاتی در زمینه قیمتها را برای او تامین می کند. او می گوید

" دوست داشتم به کسانی کمک کنم که دیگران آنها را ترک کرده اند"

استفن نلسون یکی از دانشجویان Pep که به خاطر دزدی پنج سال زندان را تحمل کرده است

 امیدوار است بتواند یک تعمیرگاه خودرو تاسیس کند. او با دانشجویان mba دانشگاه A&M

تگزاس کار کرده است. او می گوید" آنها بازخوردها و بسته های تحقیقی خوبی که شامل

اطلاعاتی در زمینه بازار و رقباست را در اختیار ما قرار می دهند.

قسمت اعظم بودجه Pep از طرف افراد و بنیادهای خیریه تامین می شود اما شرکتها نیز

مبالغی را به عنوان هدیه در اختیار برنامه قرار می دهند. بودجه سال گذشته برنامه 1.7 میلیون

 دلار بوده است یعنی 680000 دلار بیش از سال 2006 . بودجه امسال برنامه 3.1 میلیون

 دلار است.

برنامه در دارالتادیب کلیولند در خارج از هیوستون اجرا می شود و از بیش از 65 زندان

 تگزاس دانشجو می گیرد. Pep فقط از زندانیان مرد عضو می گیرد ، عمدتا به این خاطر که

 بیش از 90 درصد زندانیان را مردان تشکیل می دهند.

هنگامی که زندانیان آزاد شدند می توانند کلاسها را با راهنمایی مدیران و یا اساتید دانشگاه

 ادامه دهند تا بتوانند بیزنس خود را شروع کنند. پس از اتمام دروس زندانیان می توانند برای

تامین مالی طرحهای کوچک از شبکه سرمایه گذاران خیّر برنامه کمک بگیرند.

آقای نلسون عقیده دارد که حضور در این برنامه یکی از غرورآمیزترین لحظات زندگیش

 بوده است "خانواده من به بخش آمدند در حالیکه ما کلاه و لباس فارغ التحصیلی پوشیده بودیم

 وی ادامه می دهد: پیش از این من در زندگی هیچ کاری را تمام نکرده بودم. برنامه به من

امید داد. به من آموخت که بعضی ها را دوست داشته باشم. برخی چیزها در من تغییر کرد

۱- Prison Entrepreneurship Program

نقل از : http://mba369.blogfa.com/

 

 

 

   + امیرحسین سرفرازیان - ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٩

بحران اقتصادی

آیا بحران اقتصادی جهانی بیخ گوش ماست یا پشت گوش ما؟

 

   + امیرحسین سرفرازیان - ٩:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱٠/۱۱

هاروارد و آکسفورد معرفی می‌کنند : 5 رشته دانشگاهی پولساز

اکثر مردم جهان بهویژه در سال‌‌های اخیر به آموزش و تحصیلات عالیه بیشتر از هر چیز دیگر در زندگی اهمیت می‌دهند. برای مردم بعد از خرید خانه، داشتن تحصیلات دانشگاهی دومین سرمایه‌گذاری مفید برای آینده به شمار می‌آید. همچنین تحصیلات دانشگاهی یکی از مطمئن‌‌ترین سرمایه‌گذاری‌ها در دنیا است که می‌تواند تا آخر عمر یک زندگی راحت و بدون دغدغه را تضمین کند.

اما با وجود اینکه ادامه تحصیل در دانشگاه و رفتن به دنبال مدارک عالی تحصیلی همیشه بهترین گزینه است، اما پیش از خرج کردن پول‌تان برای تحصیل در دانشگاه حتما این مطلب را بخوانید. تحقیقات چند دانشگاه معتبر جهان از جمله هاروارد و آکسفورد در کنار وزارت آموزش عالی آمریکا نشان داده‌است که چند رشته دانشگاهی در سراسر دنیا بیشترین بازده مالی را داشته‌اند. معنای دیگر این جمله آن است که این رشته‌ها را بخوانید تا آینده شغلی و زندگی ثروتمندی داشته باشید. نتایج این تحقیق را سایت اینترنتی یاهو منتشر کرده‌است.
ساده‌ترین نتیجه این تحقیق آن است که کسانی که مدرک کارشناسی یا‌‌لیسانس دارند 88 درصد بیش از دارندگان دیپلم درآمد به دست می‌آورند. متوسط این افزایش 88 درصدی 23300 دلار در سال است. دارندگان مدرک‌‌لیسانس در کل زندگی خود می‌توانند درآمد 1/2 میلیون دلاری داشته‌باشند، درحالی‌که همشهریان یا هموطنان دیپلم آنها شاید به اندازه 2/1 میلیون دلار درآمد به دست بیاورند. این فاصله البته در رشته‌‌‌هایی مانند بازرگانی، بهداشت و درمان و تکنولوژی بیشتر است، اما در دنیا 5 رشته دانشگاهی وجود دارد که بیشترین بازگشت مالی را برای تحصیل‌کنندگان آن به همراه می‌آورد.


1) فوق‌‌لیسانس مدیریت بازرگانی MBA
محبوبیت این رشته در میان دیگر رشته‌‌‌های دانشگاهی جهان دلیل موجهی دارد. دانش‌آموختگان این رشته به طور متوسط 35 درصد بیشتر از ‌‌لیسانس‌‌‌های همین رشته و البته رشته‌‌‌های دیگر درآمد به دست می‌آورند. هر چند هزینه تحصیل در این رشته دانشگاهی بالاست، اما درآمدی که در آینده دانش‌آموختگان این رشته به دست خواهند آورد، بسیار بیشتر از میزان شهریه آن است.


2)‌‌ لیسانس علوم مهندسی
بر اساس آمار اداره کار فدرال آمریکا، پایه حقوق مهندسان در کشور‌‌های آمریکایی و اروپایی در مقایسه با دیگر دانش‌آموختگان بالاتر است. اگر کسی تنها 4 سال را به تحصیل در یکی از رشته‌‌‌های دانشگاهی بپردازد، دست کم سالانه 50 هزار دلار حقوق پایه خواهد داشت. در این میان مهندسان پتروشیمی در صدر قرار دارند.


3)‌‌لیسانس علوم پرستاری
پرستاری یکی از شغل‌‌‌های موفقیت‌آمیز اقتصاد امروز است. در اقتصاد کنونی جهان که در رکود به سر می‌برد و بسیاری در حال از دست دادن مشاغل خود هستند، پرستاران با افزایش فرصت‌کاری 30درصدی روبه‌رو شده‌اند. این افزایش تقاضای بازار به معنای افزایش حقوق و درآمدها هم هست.


4) دستیاری وکالت
دستیاران وکیل اکنون در دنیا کار‌‌هایی را انجام می‌دهند که در گذشته وکلا انجام می‌دادند. فقط دو سال تحصیل در رشته وکالت می‌تواند شغلی مناسب در یکی از دفاتر وکالت به عنوان دستیار وکیل برای شما فراهم کند. وکلا برای اینکه بتوانند در دفتری مشغول کار شوند باید دست کم 6 سال در دانشگاه درس بخوانند.


5) فن‌آوری اطلاعات (IT)
تا چند سال پیش نام فن‌آوری اطلاعات یا IT همه را به یاد دفاتر کنترل امور کامپیوتری مدارس و دانشگاه‌ها و کتابخانه‌ها می‌انداخت، اما با پیشرفت تکنولوژی و گسترش بازار کار، این رشته به یکی از ارکان اداره کشورها تبدیل شده‌است. این رشته همچنین از پردرآمدترین رشته‌‌‌های دانشگاهی است.

نقل از: دنیای اقتصاد



   + امیرحسین سرفرازیان - ٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٧/٢

معرفی دانشگاه علوم و فنون مازندران برای ورودیهای جدید

سلام

به دوستانی که در رشته MBA و یا مدیریت اجرایی پذیرفته شدند تبریک می گم.

خسته نباشید.

دست مریزاد.

دوستانی که پذیرفته شدند این روزها سوالاتی راجع به دانشگاههای پذیرفته شده تو ذهنشون میاد و فکرهای مثبت و منفی و نوعی احساس هیجان و اضطراب خاص مربوط به شروع یه مرحله جدید بهشون دست میده، درست از جنس احساسی که روز اول مدرسه یا روز اول لیسانس داشتیم.

توی این پست اون چیزی که از دانشگاه علوم و فنون مازندران درک کردم رو برای دوستان شرح می دم تا هم به درد  دوستان پذیرفته شده بخوره و هم برای دوستانی که سال آینده می خوان انتخاب رشته کنن مفید باشه.

از عمر دانشگاه علوم و فنون مازندران 16 سال می گذره و تنها دانشگاه غیر انتفاعی کشوره، به عبارتی سایر موسسات غیر انتفاعی اجازه اتلاق لفظ دانشگاه به خودشون رو ندارند چرا که از لحاظ گسترش رشته ها، مقاطع و امکانات در سطح کالج هستند ونه در سطح دانشگاه.

دانشگاه علوم و فنون مازندران

در مقطع کارشناسی، رشته های مهندسی صنایع -تولید صنعتی، صنایع- تحلیل سیستمها، صنایع- ایمنی صنعتی، کامپیوتر-نرم افزار، فناوری اطلاعات،

در  مقطع ارشد رشته های MBA ، مهندسی صنایع-صنایع، مهندسی صنایع-سیستمهای اقتصادی-اجتماعی، مهندسی عمران، و مهندسی فناوری اطلاعات رو داره

و در مقطع دکتری رشته مهندسی صنایع

رشته MBA از سال 83  و به کمک دکتر مشایخی موسس MBA شریف تاسیس شده و بعد از دانشگاه شریف دومین دانشگاه ارائه دهنده دوره MBA هستش. دوره اول کاملا به زبان انگلیسی بوده و اساتید ایرانی و هندی همه کلاسها رو به زبان انگلیسی برگزار می کردند، که البته با مخالفت وزارت علوم دولت نهم با برگزاری انگلیسی دوره ها در ایران در حال حاضر تنها کلاسهای اساتید هندی انگلیسی برگزار می شه که البته وزارت علوم تاکید کرده حتی اساتید خارجی هم کلاسهاشون به زبان فارسی باید برگزار بشه!!!

دانشگاه    IITK کانپور از سری دانشگاههای Indian Institute of Technology  هنده که جزو مجموعه دانشگاههای معتبر هند هستن و دانشگاه علوم و فنون مازندران با این دانشگاه قرارداد همکاری داره که البته یک طرفس یعنی ما به علم اونا چیزی نمی افزاییم تا مبادا این کافرها به جایی برسن!، به طور متوسط ترمی یک درس با این اساتید سیاه سوخته برگزار می شه به عبارتی می شه گفت 12 واحد رو به طور متوسط با هندیها می گذرونید.این دورها به طور فشرده یک ماهه و بعد از اتمام کلاسهای ترم برگزار می شه این وسط یکی دو تا استاد کره ای هم اومدند و بچه ها ازشون فوق العاده راضی بودن. این هندیها به طور معمول باسوادتر از ایرانیها هستن و سالهاس که MBA تدریس کردن و مفهوم و فلسفه MBA رو خوب می فهمن، معمولا وجدان کاری بالایی دارند و عین ساعاتی که باید رو برگزار می کنن و البته در همون جلسات اول می فهمن دانشجوی ایرانی سختکوشی دانشجوی هندی رو نداره و دورشون کند میشه،  بزرگترین مشکل زبان ضعیف ما ایرانیها و لهجه بد هندیهاس اما درکل دوره های بسیار مفیدی نسبت به دورههای اساتید ایرانیه.

از اساتیدی که ایران اومدن

Proffesor  N.K.Sharma

Prof. Jayanta Chatterjee


Prof. Raghu Nandan

Prof A. K. Sharma 

Prof. R. R. K. Sharma
Prof. Kripa Shanker

Prof. Cho از کره

  

لینک وبسایت دانشگاه هندی      :  http://www.iitk.ac.in/ime/

در حال حاضر دانشگاه دو گرایش بازاریابی و مالی رو ارائه می کنه و کلاسها آخر هفته یعنی پنج شنبه و جمعه و گاهی چهارشنبه برگزار می شه که فرصت خوبیه برای بچه هایی که کار می کنن ( دوره ما نزدیک به 80% بچه ها کار می کنن)

اساتید معمولا همگی از تهران میان، که در کل مجموعه اساتید خوبی هستن. از اینها می شه ازاین اساتید اسم برد.

دکتر مستخدمین حسینی: معاون بانک مرکزی: آدم بسیار باسواد و خیلی خاکی و هر دقیقه از حرفاش پراز کلی اطلاعات راجع به اقتصاد وبانکداری ایران، بچه های مالی با ایشون بانکداری، مهندسی مالی و بورس و اوراق بهادار داشتند.

دکتر احمدپور: معاون اجرایی بورس ایران: آدم باسواد و مهربون که البته دوست داره ازش تعریف کنی، ما با ایشون حسابداری مدیریت  و بودجه و کنترل داشتیم

دکتر بلوریان تهرانی: از اساتید معروف بازاریابی ایران: ازون پیرمردهایی که بی خودی موهاش سفید نشده با ایشون بچه ها اصول بازاریابی داشتن و ورودیهای جدید هم مدیریت تبلیغات داشتند.

دکتر آقایی: از اساتید جوان بازاریابی و شاگردهای دکتر روستاس که ما با ایشون مدیریت تبلیغات و تحقیقات بازاریابی داشتیم. از اساتیدیه که دانشجو باهاش خیلی راحته

دکتر سید اصفهانی: رئیس دانشکده صنایع امیرکبیراز هیات موسس دانشگاهه و کلی با نفوذه ما با ایشون روشهای کمی در تصمیم گیری داشتیم.

پروفسور صمیمی: از اساتید برجسته و صاحب نظر اقتصاد ایران: ازوناس که هر دقیقه از تدریسش کلی اطلاعات توشه و البته از همون پیرمردها ما با ایشون اقتصاد کلان داشتیم

استاد پرویز درگی: استاد سازمان مدیریت صنعتی و مدیرعامل شرکت مشاوره مدیریت   TMBA

ایشون بازاریابی رو از نقطه صفر و از ویزیتوری شروع کرده و  قدم به قدم و عملا به یه استاد قابل تبدیل شده و شرکت موفقی در زمینه مشاوره بازار داره و تدریسش پر از اطلاعات درباره بازار ایرانه ما با ایشون بازاریابی بین الملل داشتیم

دکتر اکبری اصل: از اساتید جوان و بسیار با سواد و آینده دار بازاریابی ایران

به جرات می تونم بگم که دکتر اکبری اصل از معروفترین اساتید بازاریابی ایران بهتر تدریس کرد و کلاسهای بسیار مفیدی در زمینه استراتژی بازاریابی و رفتار مصرف کننده با ایشون داشتیم.

دوستانی که علوم و فنون مازندران قبول می شن بدونند که سیستم دانشگاه سیستم بازیه و می شه با چونه زنی از دانشگاه امتیاز گرفت و خیلی چیزها رو تغییر داد برخلاف دانشگاههای دیگه که دانشگاه قدرت قابل ملاحظه ای داره اینجا دانشجو هم قدرت بالایی داره ، خب دیگه این از عوارض پول دادنه

 

با احترام

امیرحسین سرفرازیان

 

   + امیرحسین سرفرازیان - ۸:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٧

المپیک و مدیریت اجرایی( MBA) ورزشی

سلام

بازیهای المپیک تموم شد و به قول هادی ساعی رو سیاهیش به زغال موند. و باز هم همه دیدند که مسوولین ورزشی ما از یه برنامه ریزی ساده عاجز بودند چه برسه به برنامه ریزی استراتژیک چهارساله.  مدیران درک درستی از همکاری تخصصهای مختلف برای آماده کردن ورزشکار ندارند. منتقدان ما تنها نقدهای احساسی به ماجرا دارند که هر ایرانی بالای 14 سال قبلا حتما این حرفها رو بی کم و کاست در مسابقات دیگه ای مثل المپیک یا جام جهانی یا آسیایی شنیده، ورزشکار ما وسط زمین گیج بود و کاملا بی روحیه که نشون می داد بدون آمادگی روانی یه دفعه وارد گود شده و ...

چرا ما گرفتار این دور باطل در ورزش هستیم؟ جواب: ضعف در مدیریت ورزش

ورزش ما در یک حرکت پاندولی بین دو تز استفاده از مدیران کاملا ورزشی و به کارگیری مدیران غیر ورزشی در حرکته و هر کدام از این نظریه ها طرفداران خودشون رو دارند. کدام نظریه صحیحه؟

آیا یه مدیر دولتی یا صنعتی موفق مدیر ورزشی موفقی هم خواهد بود؟

از یک نظر ورزش هم یک سیستم اقتصادی اجتماعیه یه سری ورودیها داره، فرایندهای خاص خودش و البته خروجی که یکی از این خروجیها مدال و افتخار ملیه، درون این سیستم ذی نفعان وجود دارند که می بایست منافعشون تامین بشه، بخشهای اداری، مالی، بازاریابی و روابط عمومی و ... که در هر کسب و کاری وجود داره در ورزش هم وجود داره، چرا نباید یک مدیر حرفه ای موفق که شایستگیهای خودش رو ثابت کرده نتونه در ورزش هم موفق باشه؟

جوابش اینه که ورزش هم یک تخصصه مثل مهندسی، پزشکی، هنر  و همانطور که هرکدام از این زمینه ها می تونن سر منشاء یک کسب و کار باشند. مثل یه شرکت مهندسی، یه کلینیک درمانی، یه نمایشگاه و گالری هنری و یا یه شرکت طراحی و گرافیک، ورزش هم می تونه زمینه یک کسب و کار و حتی در سطح کلان زمینه ساز یه صنعت باشه

حال که پذیرفتیم ورزش یک تخصصه و در عین حال یک سیستم اقتصادی-اجتماعی و از همه مهمتر یک کسب و کار و صنعت می بایست به دیدگاه ورزشیهای ما که معتقدند مدیر  ورزشی ما می بایست از جنس ورزش باشه صحه بگذاریم و بپذیریم که اصل بر ورزشی بودن مدیران خواهد بود و مدیران ورزشی موفق یک استثناء خواهند بود مثل نمونه های موفق مدیرانی که از صنعتی به صنعت دیگه ای رفته و موفق هم بوده اند. اما در عین حال نمی شه از نداشتن سواد و مهارتهای عمومی مدیریت مدیران صد در صد ورزشی گذشت. 

اینجاست که لزوم ایجاد MBA ورزشی احساس می شه، دوره هایی اختصاصی برای  مدیران 100% ورزشی ما  که در کنار تخصص ورزشی در جهت ایجاد و ارتقاء سواد و مهارت مدیریتی گام بردارند. مثل دوره های مدیریت بیمارستانی، مدیریت حمل و نقل، مدیریت شهری و ...

 در این صورت مدیر ما می دونه که برای موفقیت در المپیک می بایست تفکر استراتژیک داشته باشه و برنامه ریزی استراتژیک 4 ساله داشته باشه، مربی ورزشی ما دیگه نمی گه ورزشکار ما جیگر نداشت که باخت بلکه می دونه که ورزشکارش به عنوان یک منبع با ارزش انسانی از لحاظ آمادگی روانی و فکری به اندازه آمادگی جسمی آماده نشده بوده و برای موفقیت ورزشکار ما تیمهای مختلفی مثل بخشهای مختلف یک سازمان تجاری با هم همکاری کنند. مدیر ورزشی ما در این صورت از حداقل قوانین حقوقی و بین المللی باخبر خواهد بود و تیمی که یک سال زحمت کشیده تا قهرمان شده رو به راحتی با دست خودش از حضور در مسابقات بین المللی حذف نمی کنه. و این همه مسابقات تدارکاتی به علت اینکه بلد نبودیم یه قرارداد جامع و کامل و بدون اشکال تنظیم کنیم لغو نمیشن. مدیر ورزشی با تحصیلات مرتبط می دونه که چطور مجموعه تحت مدیریت خودش رو به سودآوری برسونه و ورزش تنها گوش شکسته و بازی توی زمین خاکی و خاطرات امجدیه و عرق پیراهن نیست.

از نظر بنده یک مدیر ورزشی علاوه بر اینکه مثلا در مورد فوتبال  تخصص داره ، نیاز به آگاهی از حوزه هایی مثل برنامه ریزی و تفکر استراتژیک، حقوق، مدیریت مالی و حسابداری، سازماندهی، مهارتهای رهبری و هدایت، روانشناسی، زبان خارجی و بالاخره بازاریابی برخوردار باشه و دوره های MBA ورزشی حول این حوزه ها باید بچرخند.

 

با احترام

امیرحسین سرفرازیان

 

 

 

   + امیرحسین سرفرازیان - ۱۱:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٦/٥

مقایسه ای میان مدیریت اجرایی و MBA

مدیریت اجرایی چیه و چه فرقی با MBA داره؟

کدوم بازار کار بهتری داره؟

کدوم باکلاس تره؟

و ...

این سوالا سوال خیلی هاس شاید سوال شما هم باشه

من نمی خوام حکم کلی بدم که این چیه و اون چیه و کدوم بهتره، به نظرم بهتره یه مقایسه میون واحدهایی که در یه دوره معمول اجرایی در ایران ارائه می شه رو با دورهMBA معمول در ایران مقایسه کنیم:

واحدهای مدیریت اجرایی سازمان مدیریت صنعتی:

محتوای دوره: برنامه دوره کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی شامل سه بخش: دروس پیش نیاز (22 واحد) ، دروس اختصاصی (22 واحد) و دروس اختیاری و تحقیق ( 10 واحد) ، به شرح زیر است :
دروس پیش نیاز ( 22 واحد )

1- ( اصول حسابداری ) (2 واحد )
2- اقتصاد برای مدیران (1) (2 واحد )
3- اقتصاد برای مدیران (2) (2 واحد )
4-کاربرد آمار درمدیریت (2 واحد )
5-مدیریت تولید وعملیات (‌2 واحد )
6-اصول بازرگانی وتجارت (‌2 واحد )
7-نگرش سیستمی ( 2 واحد )
8-تکنولوژی نوین اطلاعات (‌2 واحد )
9- تحقیق درعملیات ( 2 واحد )
10-مبانی رفتارسازمانی ( 2 واحد )
11-روش تحقیق در علوم اجتماعی ( 2 واحد )
دروس اختصاصی مشترک (22 واحد )
 
1- مدیریت سازمانهای پیچیده ( دیدگاه استراتژیک )
2- مدیریت منابع انسانی
3- حسابداری مدیریت
4- مدیریت مالی و اقتصاد مدیریت
5- مدیریت تکنولوژی ونوآوری
6- مدیریت طرح های توسعه
7- اصول بازاریابی
8- بازرگانی بین المللی
9- سیستم های اطلاعات مدیریت
10- مهارتهای عمومی مدیریت ( مجموعه کارگاههای آموزشی )
11- مسایل جاری مدیریت اجرایی (سمپوزیوم)
دروس اختیاری (6 واحد)‌
1-مجموعه الف: مدیریت استراتژیک
‌تحلیل محیط داخلی و بین المللی
مدیریت استراتژیک
مدیریت تحول و اجرای برنامه استراتژیک

2- ‌مجموعه ب: مدیریت تولید و عملیات
‌پژوهش عملیات پیشرفته
مدیریت واحد های خدماتی
‌مدیریت تولید و عملیات پیشرفته

3- مجموعه ج: مدیریت بازاریابی و صادرات
‌مدیریت استراتژیک بازاریابی
‌تحقیقات بازار یابی
‌مسایل بازاریابی بین المللی و صادرات

4- مجموعه د: ترکیبی از عناوین درسی سه مجموعه فوق ‌
5- پروژه پایان نامه (‌تحقیق و تهیه طرح )‌( 4 واحد ) ‌ 
 
 
واحدهای MBA شریف:
 
الف) دروس اجباری:
1. روشهای کمی تصمیمگیری برای مدیران
2. حسابداری برای مدیران
3. اقتصاد خرد
4. رفتار سازمانی
5. اصول بازاریابی
6. مدیریت عملیات
7. مدیریت مالی
8. برنامه ریزی استراتژیک
9. مدیریت منابع انسانی
10. تئوری سازمان و سازماندهی
 
ب) دروس اختیاری ( حداقل 9 واحد)
1. مهارتهای ارتباطی برای مدیران
2. سیستمهای اطلاعات مدیریت
3. حقوق تجارت
4. مدیریت پروژه
5. تجارت الکترونیک
6. اقتصاد کلان
7. روش تحقیق در مدیریت
8. کسب و کار بین المللی
9. مدیریت تحول
10. تحلیل دینامیکهای سیستم
 
دروس اختیاری گرایشها مشابه دروس اجرایی است ام از گستردگی بیشتری برخوردار است.
 
واحدهای اجرایی که در MBA ارائه نمی شوند:
 
کاربرد آمار در مدیریت 
نگرش سیستمی
تکنولوژی نوین اطلاعات
مدیریت سازمانهای پیچیده ( دیدگاه استراتژیک )
مدیریت طرح های توسعه
مهارتهای عمومی مدیریت ( مجموعه کارگاههای آموزشی )
مسایل جاری مدیریت اجرایی (سمپوزیوم)
در مدیریت اجرایی مجموعا 26 درس 2 واحدی ارائه می شوند. در حالی که در MBA مجموعا 18 تا 20 درس ارائه می شود که عمدتا 3 واحدی هستند. این که دروس 3 واحدی مفید تر هستند یا نه مساله ای است که من نمی تونم ابراز نظر کنم به هر حال دروس دو واحدی 16 ساعت کوتاه تر هستند.
فارغ التحصیل MBA بین 4تا6 درس از گرایش تخصصی میگذراند. من خودم 5 درس از گرایش بازاریابی گذروندم.  اما در مدیریت اجرایی 3 درس  2 واحدی از گرایش تخصص اخذ می شود. به نظر می رسه که فارغ التحصیل MBA بیشتر فرصت تخصصی شدن در یک گرایش رو داره که برای ورود به حیطه مشاوره مدیریت مفیدتره، در عوض فارغ التحصیل اجرایی دروس متنوع تری گذرونده که به مهارتهای عمومی مدیریت ارتباط دارند.
البته مهمترین نکته اینه که این واحدها چطوری ارائه بشن، چقدر فلسفه وجودی رشته MBA ( هم برای MBA و هم اجرایی) در تدریس رعایت می شه، چقدر کلاسها به صورت کارگاهها و Case Study ارائه می شن، چقدر کلاسها مشارکتی و به صورت گروهی و تیمی برگزار می شن، چقدر بحثهای آزاد در کلاس جریان داره، پروژه های فردی و گروهی از چه کیفیتی برخوردارند. وگرنه هر کدوم از این گرایشها جز درس پاس کردن چیز دیگه ای نخواهد بود که در نهایت فارغ التحصیل احساس می کنه هیچ چیزی بلد نیست.
درس استراتژیک ما اولین بار با استادی ارائه شد که فلسفه MBA رو نفهمیده بود. و MBA رو همون مدیریت بازرگانی می دید. دو جلسه ای که تشریف آوردند شروع می کرد به تئوری گفتن و مدعی بود که هر کدام از شما باید یه مقاله بدید و متد باید علمی باشه و یاد دادن این چیزا در حد لیسانسه و فوق لیسانس یعنی مقاله ( حرف ایشون برای رشته های دیگه بجز MBA درسته) و ... در صورتی که اصولا MBA رشته علمی نیست و دانشجوی MBA می بایست برنامه ریزی استراتژیک رو طوری یاد بگیره که در عمل و در محیط کسب و کار به کار ببره، و سرو کله زدن بچه ها با ایشون دو جلسه طول کشید تا قانع شدن و البته به ایشون مدعی بودند که این مدکلاس عملی حداقل جلسه ای 300هزار تومان باید بگیرنو بعد از اون تشریف نیاوردن.  این خاطره رو از این جهت گفتم که پیش از هر چیز در ایران باید ذهنیت درست نسبت به رشته MBA پیدا کنیم ، در حالی که که حتی خیلی از اساتید ما این ذهنیت رو ندارند.
با احترام
امیرحسین سرفرازیان
 

 

   + امیرحسین سرفرازیان - ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٥/٢٦

نسل سوم توسعه مدیریت

نسل سوم توسعه مدیریت

 

 

 

چکیده:

 

نسل سوم توسعه مدیریت، نگرشی جدید در باب توسعه مدیریت است. نسل اول و دوم به آموزش از طریق تجربیات دیگران و یا تجربه‌های مصنوعی که در کلاس درس مطرح می‌شد می‌پرداختند ولی نسل سوم توسعة مدیریت، یادگیری از تجربیات واقعی خود و در میان گذاشتن آنها با دیگران را به مدیران یاد می‌دهد. واقعی بودن این تجربیات باعث می‌شود که مدیران به طور کامل درگیر مباحث شوند و در نتیجه یادگیری در اعماق جان آنها جا بگیرد. این یادگیری هم برای مدیران و هم برای سازمانهای آنها بسیار اثربخش است.(هنری مینتزبرگ).

 

 

در سال 1996 من و گروهی از  همکاران،  این  ایده را به شکل «برنامه بین‌المللی کارشناسی ارشد برای مدیران شاغل» درآوردیم. من مدت زیادی است که منتقد آموزش سنتی MBA (کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی) هستم. من اثبات کرده‌ام که MBA  یک آموزش بازرگانی است که برداشت غلطی از مدیریت به عنوان رشته‌ای بسیار تحلیلی و متفاوت با بافت مدیریت باقی می‌گذارد. کتابی در این باره و نتایج آن برای مدیریت (مدیران، نه کارشناسان ارشد مدیریت بازرگانی) نوشتم که توسط انتشارات برت – کوهلر در ماه آوریل منتشر شد. شما نمی‌توانید در کلاس مدیر بسازید. مدیریت عملی است که باید به مقدار زیادی با مهارت (یعنی تجربه)، میزان معینی از هنر (مانند بصیرت و درک) و بعضی علوم به ویژه به شکل تجزیه و تحلیل کمی و تکنیک ترکیب شود. دانشجویانی که تجربه مدیریتی ندارند، فاقد مهارت‌اند و از هنر نیز بهره کمی دارند ولی در عوض تا بخواهی این برنامه‌ها بر آموزش تجزیه و تحلیل کمی و بر تکنیک تاکید کرده‌اند و این آن چیزی است که برداشت غلطی از مدیریت برجای می‌گذارد.


البته کلاس درس می‌تواند مکان مناسبی برای بهبود تواناییهای افرادی باشد که در گذشته‌ای نزدیک به کار مدیریتی مشغول بوده‌اند. ولی متاسفانه اکثر برنامه‌های اعطای مدرک – به اصطلاح برنامه‌های
MBA اجرایی (من هرگز مفهوم اجرایی را در این برنامه‌ها ندیده‌ام) – برای این افراد همان کاری را انجام می‌دهند که برنامه‌های منظم MBA برای دانشجویان بدون تجربه مدیریتی انجام می‌دهند؛ یعنی بر نسل اول (تجربه افراد دیگر) و نسل دوم (تجربه مصنوعی) تکیه دارند در حالی که غالباً تجربه واقعی خود مدیران را نادیده می‌گیرند.

 

من با همکارانم از دانشگاه مک گیل در مونترال، مدرسه مدیریت لانکاستر در انگلستان، مؤسسه هندی مدیریت در بنگلور، اینسد در فرانسه و چندین دانشگاه در ژاپن در پاسخ به سؤال افرادی که از من در باره آنچه بیشتر از این برنامه‌های موجود انجام می‌دهم می‌پرسند، دست به دست هم دادیم تا برنامه بین‌المللی کارشناسی ارشد را برای مدیران شاغل  (IMPM) تدوین کنیم. ما مفهوم آموزش مدیریت را از بالا تا پایین باز خوانی کردیم و تشخیص دادیم که آموزش مدیریت باید با توسعه مدیریت ترکیب شود. همچنین ما تنها مدیران شاغلی را که توسط شرکتهایشان (و ترجیحاً) به طور گروهی فرستاده می‌شدند پذیرفتیم تا بتوانند با هم کار کنند. ما از مدیران خواستیم تا با عقب و جلوکردن کارهایشان، علاوه بر این که وقت قابل توجهی را برای یادگیری اختصاص می‌دهند، همچنان بر سر کارشان باقی بمانند تا بتوانند تجربیات زندگی‌شان را از محیط کار به کلاس و یادگیریهای جدیدشان را از کلاس به محل کار انتقال دهند. ما پنج واحد درسی را که هر کدام دو هفته وقت می‌برد تعیین کردیم که در هر پنج منطقة ما در سراسر جهان اجرا می‌شوند و کلاً به 16 ماه می‌رسد.

 

تاکید بر چارچوب سنتی که در MBA و خیلی از برنامه‌های توسعه مدیریت رایج است – یعنی وظایف بازاریابی، تأمین مالی، حسابداری و بدین ترتیب حتی راهبرد که به عنوان وظیفه مدیریت راهبردی و رفتار سازمانی که به عنوان وظیفه مدیریت منابع انسانی در نظر گرفته می‌شوند – برای ما بی‌معنا بود. با ترکیب اینها شخص به تجارت می‌رسد نه به مدیریت. به علاوه سن اغلب مدیران ما بین 35 تا 45 است که از آن سیلوهای وظیفه‌ای خارج شده‌اند؛ پس چرا آنها را دوباره به آن سیلوها سوق دهیم؟ از این رو چارچوبی از پنج قالب فکری مدیریتی به وجود آوردیم که هر کدام مخصوص یکی از واحدهای درسی ماست

 

• متفکرانه (درباره خود)

 

• عملی (درباره محیط)

 

• تحلیلی (درباره سازمان)

 

• گروهی (درباره روابط)

 

• اقدام (درباره تغییر)

 

طرح کلی IMPM  

 

ما همچنین باید در رویکرد کلی به کلاس درس – برای احیای نسل سوم با تشویق مدیران به یادگیری از تجربة خودشان (با تفکر فردی و جمعی در باره آن تجربه‌ها) – تجدیدنظر می‌کردیم.  ما این رویکرد را «تفکر مجرّب» می‌نامیم. این تفکر در کلاس باید با فعالیتهای در حین کار تقویت شود که تا آنجا که ممکن است بتواند از کار واقعی موجود برای توسعه آموزش استفاده کند – نه تنها برای مدیران شرکت کننده بلکه برای سازمانهای آنها نیز. ما این را مدرک برنامه بین‌المللی کارشناسی ارشد (یا نشان تأثیرگذاری) (Impact) می‌نامیم. این برنامه تاکنون 8 سال با موفقیت زیاد اجرا شده است.

 

ذهنیت مدیران

 

ما اخیراً نظری به برنامه‌های اردویی پیشرفته مدیریت که رایج هم است انداختیم و متوجه شدیم که آنها نیز مانند MBA نیازمند بازنگری عمده هستند. آیا مدیران ارشد امروزی می‌توانند به راحتی 4 تا 9 هفته از کار را در مرخصی بگذرانند؟ آیا در حالی که هر روز در سر کار هستند به «راه‌انداختن اردو» نیاز دارند؟ چرا باز براساس وظایف تجارت سازماندهی کنیم؟ از آن جا که مدیران در چنین برنامه‌هایی از تسهیم تجربیاتشان با دیگران لذت می‌برند، چرا نمی‌توانیم این کار را به جای تمرکز بر زنگ تفریح (اردو) با تمرکز بر کلاس انجام دهیم؟ اگر یک برنامه اجرایی مخصوص توسعه بصیرت و نوآوری است، آیا نباید خود بصیر و نوآورانه باشد؟ از این رو ما یادگیری خودمان را از IMPM به سمت ایجاد یک برنامه رهبری واقعاً پیشرفته (ALP) گسترش می‌دهیم.

 

اکنون به طور دقیقتر به ذهنیت، ماهیت تفکر، ضمن کار و ALP نظر می‌اندازیم.

 

ذهنیت 

 

مانند همه برنامه‌ها، برنامه‌های توسعه مدیریت نیز به یک چارچوب مدیریتی سازماندهی شده نیاز دارد. ما برنامه خود را در مورد ماهیت کار مدیر به عنوان مجموعه‌ای از 5 موضوع که هر کدام یک ذهنیت غالب دارد تدوین کردیم.

 

هر چیزی، و از جمله کنشهای مدیر اثربخش، بین عمل و تفکر انتزاعی قرار گرفته است. عمل بدون تفکر، خالی از اندیشه و تفکر بدون عمل، منفعل است. همة مدیران باید راههایی را بیابند که این دو ذهنیت را – برای عمل کردن در جایی که در آن تفکر همراه با عمل تجربی باشد- ترکیب کنند. ولی عمل و تفکر در باره چه؟ اولاً، مثلاً در بارة هم کاری- انجام کارها به‌طور جمعی با دیگران- در مذاکرات. ثانیاً عمل، تفکر و همکاری باید ریشه در فهم عمیق واقعیت در همة ابعاد داشته باشد: یک ذهنیت که ما می‌توانیم آن را «عملی» بنامیم ذهنیتی است که فرهنگ لغت آکسفورد آن را «تجربه شده در زندگی، آزموده شده، عملی» تعریف می‌کند، و در نهایت این که، عمل، تفکر و همکاری به علاوه عملی بودن باید با یک عقلانیت یا نظم هماهنگی داشته باشند، در نتیجه آنها به تکیه بر ذهنیت تحلیلی نیز نیاز دارند.

 

هر کدام از این ذهنیتهای مدیریتی، موضوع غالبی در خودش دارد:

 

خود: «خود» موضوع تفکر است: 

 هیچ بصیرتی بدون خودشناسی نمی‌تواند وجود داشته باشد .

ارتباطات: موضوع کار گروهی چیزی فراتر از خود، یعنی شبکه ارتباطات مدیر است. 

   
سازمان: تجزیه و تحلیل گامی فراتر از ارتباطات برای سازمان برمی‌دارد. سازمانها به تقسیم نظام‌مند فعالیتهایی که تجزیه و تحلیل در باره آنهاست نیازمندند.

 

محیط: فراتر از سازمان، محیط – جهان پیرامون سازمان – قرار دارد که موضوع ذهنیت «عملی» است.

 

تغییر: ذهنیت «اقدام» از طریق فرایند تغییر – در خود، ارتباطات، سازمان و محیط – عنان همه چیز را در دست می‌گیرد.

 

بنابراین نسل سوم توسعه مدیریت می‌تواند در مورد چارچوب زیر تعریف شود.

 

• مدیریت خود – ذهنیت متفکرانه

 

• مدیریت سازمان – ذهنیت تحلیلی

 

• مدیریت محیط – ذهنیت عملی

 

• مدیریت ارتباطات – ذهنیت گروهی

 

• مدیریت تغییر – ذهنیت اقدام

 

اگر شما مدیر هستید، این جهان شماست.

 

اختصاص هر واحد درسی دو هفته‌ای در IMPM به یکی از این ذهنیتها ما را توانا می‌سازد تا چارچوب فرایند توسعه را در کلاس دوباره طراحی کنیم

 

برای مثال دو هفته برای ذهنیت متفکرانه مربوط به «خود» است تا مدیران را برای یادگیری از تجربیاتشان و همچنین برای بررسی عمیقتر در ماهیت کار مدیریتی و سبکهای خاص مدیریتی‌شان آماده کند و دو هفته ذهنیت اقدام در موضوع تغییر توجه خود را بر تغییر خود، تغییر سازمان و درگیر شدن با تغییر در محیط خارجی متمرکز می‌کند.

 

تفکر مجرّد

 

چگونه می‌توان کلاسی تشکیل داد که مدیران در آن تفکرات خود را در باره تجربیاتشان با دیگران در میان بگذارند؟ مسلماً با نشاندن آنها در صفوفی منظم و زیبا در مقابل استاد نمی‌توان چنین کاری انجام داد. بنابراین ما از یک طرح جدید استفاده می‌کنیم: حدود 40 نفر مدیر شرکت کننده پشت هفت یا هشت میزگرد در یک کلاس یکنواخت و مسطح می‌نشینند. آنها بدون نیاز به «فرار» می‌توانند به داخل یا خارج کارگاه رفت و آمد کنند. به این ترتیب حتی طرح این سؤال که «آیا در میزگردها سؤالی وجود دارد؟» می‌تواند موضوع یک بحث پنج دقیقه‌ای باشد.

تلاقی این مفاهیم و تجربیات همان جایی است که یادگیری در فرایند تفکر عمیق – به طور فردی، گروهی در دور میزها و به صورت بحث عمومی – صورت گرفته است. این قانون پنجاه  پنجای ما می‌گوید که نصف زمانی که مطالب توسط ارائه کنندگان ارائه می‌شود باید به مدیران شرکت کننده در دور میزها – بر طبق برنامه‌شان – واگذار شود. 

 

.

 

کلاس می‌تواند به «در میان گذاشتن مثلاً بحث مهارت» مشغول شود – نه اینکه مهارت چگونه می‌تواند و باید به کار بسته شود، بلکه چگونه افراد کلاس آن را به کار بسته‌اند، تجربه آنها چیست و چه نتیجه‌ای برای آنها داشته است. در کلاسی که چهل مدیر میانی در آن هستد، تقریباً می‌تواند به اندازة 500 سال تجربه مدیریتی وجود داشته باشد. به آنها فرصتی دهید تا آن تجربه‌ها را با دیگران در میان بگذارند. نتیجه این عمل و اینکه می‌تواند آگاهی در بارة استفاده از این مهارتها را در محیط کار افزایش دهد جالب است.

 

ما همچنین از آنچه «تفکرات صبحگاهی» می‌نامیم با موفقیت زیادی استفاده می‌کنیم. در شروع روز هر کسی چند دقیقه به نوشتن تفکراتش در باره آموزشهای قبلی در «دفترچه بصیرت»‌اش اختصاص می‌دهد. سپس بر سر هر میزی برای در میان گذاشتن این بصیرت با دیگران بحثهایی پیش می‌آید. پس از تقریباً پانزده دقیقه این بحث به طور طبیعی به بحث عمومی منجر می‌شود که غالباً جالبترین بخش روز است. هیچ وقت گفته نشده که قرار است کادر آموزشی مسئولیت آموزش را واگذار کند، بلکه آنها کنترل ویژه بر برنامة آموزشی را به آنها واگذار می‌کنند و در یادگیری به آنها می‌پیوندند. آنها مدیران را با بهترین ایده‌های خود و مدیران هم آنها را با جالبترین تجربیات‌شان مشغول می‌کند.

 

ما این عمل را یک عادت سازی صحیح می‌نامیم – نه مثل عادت سازی‌های رایجی که در آنها ترکیبات مورد قبولی را با گروههای خاصی انطباق می‌دهد، مانند بخش مونتاژ سیستم استریو که در آن کاربر، سخنرانیها، مسائل موردی یک طرح یا دو طرح به هم مونتاژ شده معینی را که مطابق نیازهای موضوع بحث است دریافت می‌کند. عادت‌سازی صحیح همانند آن چیزهایی است که ما در خانه‌هایمان انجام می‌دهیم: مبلمان داخل خانه براساس نیازهای ساکنان آن و با توجه به شرایط فعلی زمان و مکان آنها. این به معنای کوتاه آمدن از برنامه آموزشی فشرده و معین است – که باید همه چیز را حتی در مورد مسائل موردی که برای رسیدن به یک نتیجه از پیش تعیین شده تنظیم شده‌اند «پوشش دهد» - تا بدین وسیله مطالب جالب تولید شده توسط کادر آموزشی همراه با ایده‌های غیرمنتظره مدیران، بتوانند جهتی اتخاذ کنند که برای همه بیشترین فایده را در بر داشته باشد.

 

یادگیری ضمن کار

 

مسلماً یادگیری با خروج از کلاس تمام نمی‌شود اگرچه بسیاری از برنامه‌ها تعطیل می‌شود. ما تصمیم گرفتیم تا مقدار زیادی از تلاش‌مان را به توسعه یادگیری از برنامه خود به سمت محیط کار با دو فعالیت اختصاص دهیم: با معرفی فعالیتهایی که به عنوان بخشی از برنامه وجود دارد و با تشویق (به همراه شرکتها) کاربردهای غیررسمی آموزش ضمن کار یعنی  Impactها. در میان فعالیتهای در محیط کار که به عنوان بخشی از برنامه معرفی شده‌اند، قویترین فعالیت، «برگه‌های تفکر» بودند. چند هفته پس از هر واحد درسی هنگامی که مدیران بر سر کارهایشان مستقر شدند، از آنها خواستیم تا  مطالب گفته شده در هر واحد درسی – یادداشتها، خواندنیها و شنیده‌ها- را بازخوانی کنند و برگه‌ای بنویسند که هر آنچه را که آنها مرتبط با خودشان، شغل‌شان و شرکتشان یافتند به هم ربط دهد. مطالب این برگه‌ها به سرعت بررسی، نتایج به قسمتهای مربوط جهت اجرا فرستاده و ارتباط برقرار می‌شود.

 

این برگه‌ها ما را شگفت زده کرد. انتظار داشتیم که این برگه‌ها کوتاه باشند ولی خیلی از آنها بسیار طولانی بودند به طوری که نشان می‌داد واقعاً مدیران با آن درگیر شده‌اند. این برگه‌ها به نحو شگفت‌آوری حاکی از بصیرت بودند. هر چه این تکلیف ساده‌تر باشد، یادگیری عمیقتر خواهد بود و آن بدین معنی است که شرکتهایی که از مدیران حمایت مالی می‌کنند نتیجة بهتری می‌گیرند. «مبادله مدیریتی» ما نیز مورد توجه واقع شده است. این مبادله شبیه به تعطیلات رانندگان اتوبوس است که محبوب آنان است. در این برنامه، مدیران از دو شرکت یا دو کشور یک گروه دو نفره تشکیل می‌دهند و هر کدام یک هفته به محل کار دیگری می‌رود. مهمانان مشاهده‌گرند نه مشاور، ولی انتظار می‌رود که در آخر هفته نظر هدایتگرانه‌ای به میزبانان‌شان در بارة چگونگی مدیریت آنها و این جور مطالب ارائه کنند. در پایان هفته، دو برگه‌ای درباره تجربیات مهمان و میزبان بودن خود می‌نویسند. «مبادله مدیریتی» چشمهای مدیر را بر مسائلی که در موقعیتهای مختلف بروز می‌کند باز می‌کند. این امر حتی در جاهایی که زبانهای مختلف دارند نیز جواب می‌دهد. میهمانان به چیزهایی توجه می‌کنند که معمولاً مورد غفلت قرار می‌گرفتند.

 

(مانند سخنران همایشها یا ایما و اشاره‌هایی که افراد به کار می‌برند)، بنابراین خودشان پی می‌برند که بسیار متفاوت با یادگیریهای قبلی یاد می‌گیرند. بعضی اوقات همکاران میزبان، بسیار تحت تأثیر تجربه‌ای قرار گرفته‌اند که همه آنها قبلاً با آن آشنا بوده‌اند و با آن برخورد کرده بودند. از این رو غالباً این سؤال را مطرح می‌کنند که «چرا خودمان این سؤالات را [که میهمان از اوضاع سازمان می‌پرسد] نمی‌پرسیدیم».

 

Impact
Impact  نشان ما برای این مسئله است که مدیران برنامه ما چگونه آنچه را که یاد می‌گیرند مستقیماً در سازمانهایشان به کار می‌برند. واضح‌ترین شکل هنگامی است که آنها به عنوان نتیجة یادگیری، بعضی امور را در جهت بهبودشان تغییر می‌دهند. ما آن را «تأثیر اقدام» می‌نامیم. بعضی اوقات این اقدام به طور طبیعی انجام می‌شود، مانند مدیری که بعضی فنون جدید را یاد گرفته است و آن را در کارش به کار می‌گیرد. ما آنها را در دو دوره تشویق می‌کنیم. در دوره اول (بخش مشترک برنامه) مدیران با کار به‌طور فردی یا گروهی در بعضی فعالیتهای تغییر درگیر می‌شوند و تجربه‌شان را گزارش می‌دهند. در دورة دوم، شرکت کنندگانی که مایل‌اند درجه کارشناسی ارشد برای مدیران شاغل بگیرند، برگه‌ای طولانی می‌نویسند که غالباً آنها را به طور عمیقتر وارد بعضی مسائلی که در شرکت‌شان با آن روبه‌رو هستند می‌کند.

 

همان‌طور که قبلاً گفته شد، تغییر خوب و مهم است ولی هدف توسعه مدیریت یادگیری است. عقیده ما این است که نسل سوم توسعة مدیریت باید یادگیری را از کلاس به سمت یادگیری در سازمان گسترش دهد. ما این را «تأثیر آموزش» می‌نامیم. ما همه می‌دانیم که مدیران باید مربی و معلم باشند. هر مدیر باید یک معلم باشد تا به بهبود عملکرد اطرافیانش کمک کند. ولی عقیده ما این است که مدیرانی که فرصت حضور در یک برنامة توسعة جدی را داشته‌اند، مسئولیت خاصی در این زمینه دارند: یادگیرندگان در کلاس باید معلمان در محیط کار باشند. یادگیری این برنامه می‌تواند عامل تأثیرگذاری در شرکت باشد.

 

گاهی این امر به‌طور طبیعی اتفاق می‌افتد ولی این کافی نیست. در نسل سوم توسعة مدیریت، این امر باید توسط کادر آموزشی تشویق شود. در کلاس IMPM ، ما توجه افراد را به تأثیر آموزش جلب می‌کنیم، بدین ترتیب که مدیران را وادار می‌کنیم تا تجربیاتشان را با دیگران در میان گذارند و بدین وسیله آنچه را که خود یادگرفته‌اند به دیگران نیز منتقل کنند. اگر شرکت و کلاس درس با هم همکاری کنند تا یادگیری را به فراتر از مدیران شرکت‌کننده در کلاس گسترش دهند توسعة مدیریت قویتر خواهد شد.

 

به سوی ALP

 

برنامه پیشرفته رهبری ما که اکنون آن را معرفی می‌کنیم به شدت به دنبال گسترش این نسل از توسعه مدیریت است. به طور کلی ALP بسیار شبیه به IMPM اما خلاصه ‌تر از آن است. ALP از سه واحد درسی یک هفته‌ای تشکیل شده است که با فاصله چند ماه از هم تشکیل می‌شوند و واحدهای درسی آن عبارت‌اند از رهبری متفکرانه (در اروپا)، رهبری مرتبط (در آسیا) و رهبری کاتالیزی (در آمریکای شمالی). البته ALP دو مساله کلیدی اضافه بر IMPM دارد که نسل سوم توسعة مدیریت را جلوتر می‌برد.

 

اولاً این برنامه تنها مخصوص تیمهای مدیران ارشدی است که توسط شرکتهایشان معرفی می‌شوند. به عبارت دیگر در ALP میز هست نه صندلی. ثانیاً هر تیمی در موضوع کلیدی‌ای کار می‌کند که شرکتش درگیر آن است – مساله آزاردهنده‌ای که حل نشده یا فرصت بزرگی که تا به حال از آن استفاده نشده است. هدف استفاده از کلاس انجام دادن چیزی است که تلاشهای دیگران تا به حال از انجام آن عاجز بوده است. بنابراین ALP کار واقعی را به کلاس می‌برد؛ ALP کار بیشتری را که روی کار قبلی انبار شود تولید نمی‌کند.

 

معمولاً تلاشها برای حل مسائل آزاردهنده به یک یا دو صورت انجام می‌پذیرد: نیروی کار داخلی یا قرارداد مشاوره‌ای خارجی (خارج از سازمان).

 

طراحی ALP به دنبال این است که بهترین ترکیب از این دو را بسازد: تیمهای آگاه شرکت، مشاورهای خارجی را استخدام می‌کنند ولی از بین «مشاوران دوست» همشاگردیهای کلاس را که خارج از سازمان هستند و چشمداشت مادی ندارند می‌پذیرند.

 

نقطه قوتی که در IMPM اثبات شده است – یعنی در میان گذاشتن تجربه واقعی با دیگران – در ALP با تمرکز بر موضوعاتی که از نگرانیهای اساسی شرکتهای شرکت کننده است تقویت می‌شود.ALP تقریباً نصف وقت کلاس را به موضوعات شرکتها و نصف دیگر را به مطالبی در بارة موضوعات رهبری متفکر، مرتبط و کاتالیزی اختصاص می‌دهد. اگر IMPM توانسته است آموزش مدیریت را با توسعه مدیریت پیوند دهد، ALP توسعة مدیریت را با توسعة سازمان پیوند می‌دهد. هر دو، هم صدا می‌گویند پتانسیل برای نسل سوم توسعه مدیریت بسیار زیاد است.

 

 

معامله آموزش‌گران

 

چرا یک شرکت باید پول زیادی بپردازد تا مدیرانش را برای اخذ مدرک به دوره‌های خاصی بفرستد؟ اگر شرکتی این کار را نکند چه می‌شود؟ و در هر صورت بودجه آموزش چقدر می‌تواند زیاد باشد؟

 

این سؤالات باید به طور اساسی تغییر کنند. مدیران بسیار با ارزشتر از هر برنامه‌ای برای توسعه هستند و مدیران شکست خورده بسیار بسیار با ارزش‌تر. هزینه IMPM ، فعلاً 45،000 دلار آمریکا است. این مقدار معادل 10 تا 20 درصد ارزش یک مدیر در طول یک دوره دو ساله برنامه است. در مقایسه با بودجه آموزش، این مقدار احتمالاً یک هزینه گزاف است در حالی که در مقایسه با ارزش یک مدیر، این مقدار نسبتاً کم است. بنابراین مساله اصلی بودجه است نه هزینه – اگر با توسعه مدیریت به جای سرمایه‌گذاری به مثابه یک هزینه رفتار شود هزینه به مساله اصلی تبدیل می‌شود. در واقع هزینة واقعی وقت مدیر است. آیا  این سرمایه‌گذاری می‌ارزد؟ مسلماً به اثربخشی برنامه بستگی دارد. آیا قابل اندازه‌گیری است؟ در یک کلمه، خیر، مثل بقیة کارهای ما، برای مثال خواندن این مقاله مقداری از وقت شما را می‌گیرد، اما آیا شما می‌توانید منافع آن را اندازه‌گیری کنید؟

 

منظور من این نیست که از اندازه‌گیری منافع فعالیتهای آموزش و توسعه مدیریت و بسیاری دیگر از تلاشها اجتناب کنید. بلکه منظور من این است که اندازه‌گیری در اغلب موارد باید بیشتر قضاوتی باشد تا عددی. بیایید به قضاوت شرکتهایی توجه کنیم که گروههایی از مدیرانشان را به تجربه نسل سوم ما فرستاده‌اند. IMPM  هیچ تعهدی از شرکتها برای حضور بیش از یک سال در برنامه نگرفته است. از این رو من ارزیابی کردم که آنها غالباً چگونه در دوره‌های بعدی شرکت کرده‌اند. در طول 8 سال برنامة ما، شرکتهای شرکت‌کننده‌ای که 61 مرتبه در موقعیت اتخاذ تصمیم در بارة این مسئله قرار گرفته بودند، در 51 مورد به شرکت در دوره بعدی رأی دادند. با احتساب شرکتهایی که یک یا چند سال برنامه را رها کردند و سپس دوباره برگشتند این مقدار به 56 مورد افزایش می‌یابد.

 

دیدگاه یکی از نمایندگان یک شرکت که در برگه‌ای همراه با همکارانش نوشته بود نشان می‌دهد که این شرکت مجدد در دوره به خاطر «تأثیر قوی» برنامه بر شرکت کنندگان بوده است. فرانک ماکوئلی از بانک رویال کانادا به گزارشگر شرکت فست (در شمارة نوامبر 2000) گفت که IMPM «بیشتر از هر برنامه دیگری که تا به‌حال دیده‌ام، افراد را تغییر داده است. آن برنامه افراد را به جای دیگر می‌برد.» در برگه‌ای که در بالا به آن اشاره شد، نویسنده استادانه می‌گوید: «یادگیری در باره ذهنیت و سپس ادیبانه قدم زدن در آن ذهنیت در خیابانهای بنگلور، قابل وصف نیست ... افراد متفکرتر و بی‌تعصب‌تر می‌شوند و تغییر را بهتر درک می‌کنند. این برنامه از حجم خود می‌کاهد ولی بر غنای آهنگ‌اش می‌افزاید». در 20 سپتامبر 1999، مجله بیزینس و یک نقش روی جلدش را با این جمله منتشر کرد: «فرار مغزها – آنچه شرکتهای کوچک جهت نگهداری ستاره‌های ارشد بر سر کار انجام می‌دهند.» فرستادن آنها به برنامه‌های نسل سوم توسعة مدیریت می‌توانست یکی از آنها باشد.

 

اگر از MBA برای یافتن شغل بهتر استفاده می‌شود، IMPM برای انجام کار بهتر طراحی می‌شود. درگیر شدن در کار، عبارت مهمی برای ماست – در کلاس، در محیط کار و به ویژه در سبک مدیریتی‌ای که ما پرورش می‌دهیم: مدیرانی که عمیقاً درگیر کارهایشان هستند و شرکتهایشان که به ‌شدت مشغول ارتباط با افراد پیرامون هستند.

 

آیا شرکتها باید از برنامه‌هایی با این زمان طولانی حمایت کنند؟ جواب این است که مدیریت یک کار سطحی نیست. در این جهان پر از جار و جنجال، دلهره و سردرگمی، افراد باید توقف و وضع موجود را بررسی کنند، آنها باید به چشم‌انداز وسیعی توجه کنند. توسعة مدیریت آنچنان مهم است که باید دوره‌های کوتاه، ساده و زودگذر یا اردوهای طولانیتر را کنار بگذاریم. ما نیازی به بازگو کردن مسائل مدیریت در کلاس نداریم؛ ما باید آنها را اصلاح کنیم. در جهان سطحی‌نگر، نیاز به مسئله و در جهان پر از فشار، نیاز به تفکر وجود دارد. برای شرکتهایی که دید وسیعی دارند، نسل سوم، آموزش ناپیوسته مدیریت نیست بلکه توسعه به هم پیوسته سازمان و مدیریت است.

 

 

نویسنده: هنری مینتزبرگ 

 

مترجم: حمید پهلوان

نقل از :

 

 

http://allmis.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   + امیرحسین سرفرازیان - ٢:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۳/۱٦

پاسخگويي به سوالات داوطلبان

با سلام

در طول چند روز باقيمانده از فرصت انتخاب رشته دوستان عزيز هر سوالي در مورد اتنخاب رشته و دانشگاهها به خصوص دانشگاه علوم و فنون مازندران دارند . كامنت بگذاريد توسط دوستان دانشجوي MBA در اسرع وقت پاسخ داده مي شود .

   + امیرحسین سرفرازیان - ٩:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۳٠

پاسخگويي به سوالات داوطلبان

با سلام

در طول چند روز باقيمانده از فرصت انتخاب رشته دوستان عزيز هر سوالي در مورد اتنخاب رشته و دانشگاهها به خصوص دانشگاه علوم و فنون مازندران دارند . كامنت بگذاريد توسط دوستان دانشجوي MBA در اسرع وقت پاسخ داده مي شود .

   + امیرحسین سرفرازیان - ٩:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۳٠

نگاهی مختصر به گرايشهای MBA در ايران

نگاهی مختصر به گرايشهای MBA در ايران

سلام

خيلي از دوستاني كه تازه كنكور دادن و يا حتي مثل من در حال تحصيل MBA هستن سوالات زيادي در ذهن در مورد گرايشهاي MBA دارند توضيح دادن تفاوت گرايشها و اين كه آيا گرايش خوبه يا بد مفيده يا تنها يه اسمه احتياج به يه تحقيق كامل داره  اما خلاصه براي اطلاع دوستان بگم كه :

در رشته MBA بيش از اوني كه به دروس گذرونده متكي باشيد به زمينه كاري كه در اون شاغل هستيد يا مي خوايد با توجه به پيش زمينه كارشناسي خودتون و ساير عوامل وارد بشيد بستگي داره

اين طور نيست كه استرات‍ژي خوبه بقيه بد يا هر حرف و حديثه ديگه

خيلي از دانشجوها از گرايش عمومي كه سبد درسي مورد نياز يا علاقه  رو بردارن استقبال مي كنن و عمومي به معناي ضعف نيست به خصوص اينكه با وارد شدن به گرايشها كلي درساي قشنگ رو ممكنه از دست بديد .

اما نكته هايي از گرايشها اگه بخوايد بدونيد :

گرايش MIS و Ecommerce گرايش مناسبي براي بچه هاي كامپيوتري به شمار مياد و البته بسيار روبه رشد و پر كاربرد هستن .

استراتژي  بسيارعالي و جذابه  اما به علت اهميتش و نياز به تسلط به كل فرايند  كسب و كار به فارغ التحصيلا به اين راحتي كار رويايي كه انتظار دارن نميدن و حالا حالا بايد كف بازار رو جارو بزنن تا به جايي كه مي خوان برسن

گرايش بازاريابي يكي از گرايشهاي قشنگه كه البته نيروهايي  تيز و خوش فكر و اجتماعي مي طلبه  و بازار رو به رشدي هم داره براي فارغ التحصيلهاي هم جاي كار داره و اصولا در دنيا هم خوب تازه فارغ التحصيلا رو جذب مي كنن

گرايش مالي : بسيار عاليه اما مثل استراتژي به اين راحتي نمي تونيد براي خودتون اسم ورسم پيدا كنيد و سالها بايد تلاش كنيد و البته خوب مزدشو خواهيد گرفت . رقباي شما در اين گرايش حسابدار ها هستن

گرايش منابع انساني : از گرايشهاي خيلي قشنگه من خودم خيلي به اين گرايش و به دروسش علاقه دارم  به خصوص اينكه با روانشناسي تلفيق مي شه .  بازار كسب و كار ايران كم كم داره ازش استقبال مي كنه

گرايش مديريت عمليات : خيلي خلاصه اين گرايش يعني پا تو كفش مهندسان صنايع كردن

گرايش اقتصاد مديريت : در اين گرايش عملا MBA و مهندسي سيستمهاي اقتصادي و اجتماعي  به هم مي رسن البته در MBA ديد مديريتي حاكمه و در سيستم ديد مهندسي و رياضي . اگه به مباحث اقتصادي علاقه داشته باشيد براتون جذاب خواهد بود .

در مورد ساير گرايشهاي اعلام شده خيلي اطلاعي ندارم و مي شه گفت گرايشهاي اصلي همينا هستن كه گفتم .

كلا به نظر من ببينيد چي كاره هستيد يا چي كاره مي خوايد باشيد و بگرديد دوره هاي مورد نيازتون رو از ميان درسا جدا كنيد . مثلا ممكنه بخوايد مشاور بشيد ، ادامه تحصيل بديد ، در زمينه توليد كار كنيد ، كسب و كار خودتون رو راه بيندازيد و يا مسير شغليتون به سمت مديريت اجرايي يك سازمان سوق داده بشه هر كدوم از اينها يك مسير مستقله كه مي تونه نحوه انتخاب دروس رو تحت تاغثير قرار بده

يك توصيه ديگه : اگه مي خوايد در زمينه MBA فرد موفقي باشيد فارغ از گرايش تحصيلي ، رو زبانتون هميشه و خستگي ناپذير كار كنيد ، مهارتهاي ارتباطي خودتون رو بالا ببريد ، ارتباطات خودتون رو با افراد دور و برتون به شدت افزايش بديد  و مهارتهاي كار با كامپيوتر و شناخت web  رو هر چه مي تونيد تقويت كنيد .

 

   + امیرحسین سرفرازیان - ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱٦

نگاهی به دانشگاههای ارائه دهنده دوره MBA در ایران

نگاهی به دانشگاههای ارائه دهنده دوره MBA در ایران

 

مطالب نگاشته شده تماما از شنیده ها و یا مشاهدات خودمه که در طول این یک سال بدست آوردم و لازم دیدم پیش از انتخاب رشته دوستان در میان بگذارم . بدیهیه که بعضی مطالب ممکنه از نظر دوستان جالب نباشه .

1: دانشگاه صنعتی شریف :

دانشگاه صنعتی شریف پیشگام در ارائه دروه های MBA در ایران است . و با استفاده از حسن شهرت و اساتید به نسبت جوان خود و جذب دانشجویان  توانای رشته های فنی دوره های بسیار خوبی را ایجاد کرده است . در ابتدای تاسیس این دانشکده 10 گرایش مختلف را معرفی کرده که هرگز موفق به ارائه همه گرایشهای آن نشده و اغلب دانشجویان تمایل به گرایش عمومی دارند . امکان کار کردن همراه درس در شریف وجود نخواهد داشت .

اگر امسال نوبت دوم خود را از طریق کنکور سراسری جذب کند ، انتظار می رود که شهریه آن بین 7 تا 10 میلیون تومان باشد . از ایرادات وارده به این دانشگاه غلبه  دیدگاه اقتصادی بر جو آن است که به کیفیت آن ضربه زده است اما باز هم با فاصله زیاد از سایر رقبا در صدر دانشگاهها ایستاده است .

2- دانشگاه علوم وفنون مازندران:

دومین دانشگاه ارائه دهنده MBA در ایران است و سه دوره دانشجو تا بحال جذب کرده که دانشجویان دوره اول که حالا فارغ التحصیل شده اند تمامی دروس خود را چه با اساتید داخلی و چه خارجی به صورت انگلیسی گذرانده اند . از دوره دوم به دستور وزارت علوم دوره ها به صورت زبان فارسی برگزار می شود که البته کلاس اساتید خارجی به زبان انگلیسی است .

 گرایشهای ارائه شده  مالی (Finance) و بازاریابی (Marketing) یا عمومی به صورت ترکیبی از این دوگرایش است

اساتید این دانشگاه را می توان به چهار بخش تقسیم کرد .

1. اساتید داخل استان: گروه اقتصاد دانشگاه مازندران یکی از توانا ترین دانشکده های اقتصاد کشور است که از اساتید بنامی مانند پروفسور صمیمی بهره می برد . دانشگاه علوم و فنون همچنین از وجود اساتید سازمان مدیریت صنعتی واحد شمال و اساتید گروه مدیریت مازندران بهره می برد از جمله این اساتید دکتر احمدپور معاون اجرایی سازمان بورس ایران  است

در مجموع اساتیدی با نمره متوسط به بالا هستند .

2. اساتید تهران : اکثریت اساتید دوره MBA از این دسته هستند که در روزهای پنج شنبه و جمعه میهمان دانشگاه علوم و فنون هستند . بعضی از این اساتید فقط نامهای بزرگ را به یدک می کشند و بعضی اساتیدی متوسط و بعضی بسیار عالی هستند . از جمله این اساتید می توان به دکتر آقایی ، دکتر سید اصفهانی ، دکتر مستخدمین حسینی  و ... هستند .

3. اساتید خارجی : اساتید خارجی دانشگاه عمدتا از دانشگاه IITK کانپورهستند و در بعضی سالها اساتیدی از دانشگاه HANYANG کره هم در این دانشگاه تدریس داشته اند . دانشگاه های IIT مجموعه دانشگاههای اقماری در هند هستند که از دانشگاههای معتبر هند به شمار می آیند که البته سطح علمی همه آنها در یک حد نیست . اساتید خارجی را در دو دوره می توان در دانشگاه رویت کرد ترم اول در اواخر بهمن و اوایل اسفند و ترم دوم در اواخر اردیبهشت و اوایل خرداد  دوره های اساتید خارجی یک ماهه است که در این یک ماه عین 51 ساعت موظفی خود را تدریس می کنند و تمام فشار کاری که دانشجو در طول یک ترم می بایست تحمل کند در طول یک ماه متحمل خواهد شد . اما در مجموع دانشجویان از کیفیت کلاسهای اساتید خارجی رضایت کامل داشته اند .

4. موارد استثنا : در برخی موارد استثنائی بعضی دروس در تهران تشکیل شده است مانند دروس حقوق تجارت  توسط دکتر عرفانی و دروس ارائه شده توسط دکتر بلوریان

کلاسها آخر هفته یعنی پنج شنبه و جمعه تشکیل می گردد مگر موارد استثنا که ممکن است در تهران تشکیل گردد . از نقاط ضعف برگزاری بعضی کلاسها به صورت دو هفته یکبار است که در صورت وجود فشار از طرف دانشجویان به حد اقل می رسد و یا وجود نخواهد داشت . کلا این نکته را باید ذکر کنم که دانشجویان MBA در این دانشگاه قدرت بالایی دارند که در صورت شناخت این قدرت و به کارگیری مناسب آن به امتیازات زیادی مانند انتخاب اساتید دلخواه و ... برسند .

شهریه دوره دانشگاه علوم و فنون مبلغی بین 5.7 میلیون تا 6.7 میلیون تومان خواهد بود و هر گونه مبلغ کمتر از این در دفترچه انتخاب رشته را اصلا جدی نگیرید !

3- دانشگاه صنعتی مالک اشتر:

گرایشهای رسمی این دانشگاه استراتژی و سازمان هستند . نکته قوت این دانشگاه وابستگی آن به مجموعه بزرگ صنایع دفاع است که امکان ورود پروژه ها و مطالعات موردی به دانشگاه را تسهیل می کند . همچنین اساتیدی مانند دکتر فرتوک زاده ، دکتر وفاغفاریان و دکتر! منوچهر منطقی مدیر عامل ایران خودرو از مزایای این دانشگاه هستند .

4- دانشگاه کیش :

کلاسهای دانشگاه کیش به صورت  دو هفته یکبار و آخر هفته  برگزار می گردد  اما با این وصف باز هم به علت دوری از سایر نقاط ایران ، بدی آب و هوا و هزینه بالای زندگی تمایل داوطلبان به انتخاب این دانشگاه به عنوان انتخابهای اولیه بسیار کم است حتی شنیده شده که سال گذشته مجبور به گزینش دانشجو از طریق تکمیل ظرفیت شد که البته از صحت و سقم این گفته با خبر نیستم .

گرایش ارائه شده این دانشگاه بازاریابی بین الملل است .

هزینه این دوره بین 4.5 تا 6 میلیون خواهد بود .

5- دانشگاه صنعتی شاهرود :

این دانشگاه به شدت از کمبود هیات علمی (3 هیات علمی ) رنج می برد . و مشکلات زیادی در این زمینه با دانشجویان خود دارد . که البته شاید به مرور بر این مشکل فائق آید .

6- دانشگاه تهران :

اعتبار بالای این دانشگاه آن را در رده دوم از انتخاب دانشجویان قرار داده است اما به گفته همگان تصمیم شتابزده دانشگاه تهران برای دایرکردن دوره MBA در رقابت با دانشگاه شریف منجر به کیفیتی پایینتر از شانیت دانشگاه تهران شده به طوری که بعضی دروس در دانشکده صنایع و بعضی در دانشکده مدیریت ارائه می شود و اساتید مانند سایر گرایشهای مدیریت و نه مطابق با فلسفه MBA با آن برخورد می کنند  . البته غول اگر خفته هم باشد باز غول است.

 

 

در مورد مدیریت اجرایی چون نظرات موجود در وبلاگ کنکور و رشته MBA کامل هستش شما رو به اون وبلاگ ارجا می دم .

www.mba.parsiblog.com

 

در مورد دانشگاههای پیام نور هم چون به نظر بسیاری از اساتید و دانشجویان MBA فلسفه  MBA با ذات سیستم پیام نور سازگار نیست ترجیه می دم چیزی ننویسم .

 

 

 

 

 

   + امیرحسین سرفرازیان - ۱:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱٧

مطالب کلی در مورد MBA از ديد يك فعال دنياي وب

با سلام خدمت دوستان گرامی

متنی که می خونید عینا از وبلاگ آقای علیرضا مجاهدی کپی شده ، راستش حیفم اومد در اشاعه اون گام بر ندارم . مسوولیت این نظرات با آقای مجاهدی می باشد .

 

 بحث هاي زيادي كه در خصوص دفاع يا حمله به رشته MBA در وبلاگهاي مختلف جريان داشت ، موضوع جالبي به نظرم رسيد تا پستي در اين خصوص بنويسم
رشته MBA رشته اي است كه جوانب و زمينه هاي مختلفي كه مدير شركت تجاري بايد با آنها آشنا باشد را به مخاطب خود به صورت فشرده انتقال ميدهد
ولي بحث اينجاست كه ايا فارغ التحصيلان اين رشته واقعا توانايي لازم را كسب ميكنند؟

از نظر من پاسخ اين سوال منفي است. به هيچ عنوان نميتوان گفت اگر كسي حتي اگر در هاروارد فارغ التحصيل مديريت شود حتما مدير شايسته اي است
چرا؟
براي اينكه اصولا مديريت يك توانايي ذاتي هم لازم دارد كه از آن به عنوان هنر مديريت در كتب مختلف مديريت ياد ميشود.
كسي كه فاقد اين توانايي است حتي اگر از بهترين رشته هاي مديريت بهترين دانشكده هاي دنيا نيز فارغ التحصيل شود از عهده وظيفه مديريت بر نمي آيد
همانگونه كه ميبينيم بسيارند افرادي كه اصلا هم دانشگاه نرفته اند ولي از طريق مطالعه آزاد و بيشتر با تكيه بر بخش ذاتي مديريت خود توانسته اند مسئوليت مديريت خود را به انجام برسانند.

اين عنصر ذاتي نكته هاي بسياري را در خود دارد. همان عنصري كه هر كسي فكر ميكند آن را دارد و اصولا مدير توانمندي است در حاليكه تفاوتي بين مفاهيم مديريت و رهبري و سرپرستي و رياست قائل نيست و همه را يكسان ميداند


به همين دليل اصلا نبايد انتظار داشت كه فارغ التحصيل رشته MBA شاخ شكن غول باشد
اين رشته براي من كه فارغ التحصيل مديريت صنعتي بودم چيز چندان عجيب و غريبي نبود و شايد فقط 30 درصد برخي از مهارتهاي من را افزايش داده باشد ولي قطعا براي ليسانسهاي غير مديريتي رشته اي است بسيار توانمند چون اين افراد كاملا با تكنيكها و ابزارهاي مختلف مديريت در جميع رشته هاي آن اعم از منابع انساني و توليد و بازرگاني و مالي نا آشنا هستند اين رشته ميتواند بسيار به كارشان بيايد چرا كه چكيده نكات اساسي براي اداره كسب و كار را در اين رشته گنجانده اند.
بنابر اين اگر شما فردي هستيد كه اولا داراي تجربه اي در كسب و كاري بوده ايد (يعني عملا سرمايه گذاري كرده و ريسك نموده ايد يا با استخدام در سمتهايي با مسئوليت مديريت در اين زمينه تجاربي بدست آورده ايد) و در ثاني به نظر ميرسد كه توانايي تاثير گذاري بر ديگران را نيز داريد و ميتوانيد بدون استفاده از قدرت زور و چماق ديگران را پيرو خود كنيد تا كاري را كه ميخواهيد برايتان انجام دهند اين رشته ميتواند بسيار به كارتان بيايد تا كسب و كار خودتان را بهتر اداره كنيد

اگر هم فردي هستيد كه به دنبال جذب و استخدام اين افراد و سپردن مسئوليتهاي مديريتي به اين افراد هستيد مطمئن باشيد كه همه فارغ التحصيلان اين رشته توانايي اداره كردن حتي كارگاههاي كوچك را هم ندارند.

علاوه بر آن محيطي كه مدير در آن قرار ميگيرد هم بسيار موثر است. يعني ممكن است فردي در سازماني در يك كشوري مدير بسيار توانمندي باشد و بتواند به خوبي از عهده دستيابي به اهداف سازماني در شرايط مختلف بر بيايد ولي دليل نميشود همان فرد در كشور ديگري يا سازماني از نوع ديگر نيز به همان نسبت موفق باشد.
مثلا شايد اگر اقاي جك ولش را مدير ايران خودرو كنند نتواند كاري از پيش ببرد. چ.ن شرايط محيط كسب و كار آمريكا با ايران تفاوتهايي دارد كه بايد اختلافات فرهنگي را هم به آن افزود. ضمن آنكه مدير ايران خودرو شايد نتواند به عنوان مدير مثلا قطارهاي رجا مدير موفقي باشد و چه بسا اگر در ايران خودرو مدير موفقي بوده است در قطارهاي رجا فضاحتهاي مديريتي به بار بياورد.

و اما اگر تمايل داريد در اين رشته ادامه تحصيل بدهيد حتما قبل از آنكه در خصوص دانشكده بررسي كنيد در خصوص اساتيد وسواس داشته باشيد.
به راحتي ميتوان اسامي هيئت علمي دانشگاهها و سوابق آنها را از طريق اينترنت بدست آورد.
در هر رشته اي اين اساتيد متبحر و دانشمند هستند كه ميتوانند فارغ التحصيلان ماهري را تحويل جامعه دهند. پس بسيار مهم است كه به ظواهر امر توجه نكنيد بلكه بطن دانشگاهها را مورد مطالعه قرار دهيد.

به عنوان مثال سازمان مديريت صنعتي اولين دانشكده اي است كه رشته  EMBA  را در ايران برگزار كرد. سالها پس از آن دانشگاه شريف نيز اولين دوره MBA را در ايران برگزار نمود. گرچه پيش از انقلاب دانشگاه امام صادق فعلي نماينده دانشگاه هاروارد بود و سه دوره نيز فارغ التحصيل رشته مديريت داشت.
ولي دليل نميشود كه ادعا كنيم دانشگاههاي شريف يا سازمان مديريت صنعتي بهترين فارغ التحصيلان را تحويل ميدهند. همه چيز به اساتيد مربوط ميشود و البته دانشگاههاي معروف نيز معروفيتشان را از تجارب علمي اساتيدي كه با آنها همكاري ميكنند و ظوابشان به دست مي آورند.
وارد مقايسه تواناييهاي مديريتي شريفي ها با سازمان مديريت صنعتي نميشوم چون بايد خودتان عملا تجربه كنيد و فعلا كار من نيست كه تحقيق كنم و نيازي هم ندارم ولي شايد يكي از دلايل تفاوت و برتري دانشجويان سازمان مديريت صنعتي نحوه گزينش دانشگاهها باشد كه در سازمان مديريت صنعتي بر تجارب مديريتي و گزينش بر اساس تجارب دانشجو تاكيد دارند

راستي در خصوص فرق MBA و EMBAكه سوالهاي زيادي نيز ازدوستان بزرگوار از من ميپرسند در همينجا عرض كنم كه رشته EMBA در اصل همان MBAاست كه براي افراد شاغل در پستهاي مديريت طراحي شده است تا اين افراد ضمن تحصيل به صورت نيمه وقت امكان حضور در مسئوليتهاي خود را نيز داشته باشند و الزاما همه آنها بايد داراي تجارب اجرايي نيز باشند چون دروس طراحي شده براي اين افراد به گونه اي است كه از تجارب عملي افراد در طول سالها مديريتشان نيز در تركيب با دروس تئوري استفاده شود.

نكته مهم ديگر نيز آنكه قرار نيست فارغ التحصيلان اين رشته به دنبال اخذ PhD باشند چرا كه PhD داشتن يعني اهل تحقيق بودن در حاليكه اصولا مديري كه محقق باشد به درد كار مديريت نميخورد بلكه وظيفه او استفاده از تحقيقها به نفع منافع سازمان است. كسي كه بيش از اندازه در كاري متخصص شود به درد پستهاي بالاتر مديريت نميخورد. مديران ارشد سازمانها بايد بيشتر جنراليست باشند تا متخصص براي اينكه بتوانند از زواياي مختلف به مسائل نگاه كنند و مسائل را حل كنند.

به قول جناب اقاي دكتر خرم: "اسپشياليستها(متخصصين) سعي ميكنند بيشتر و بيشتر در مورد موضوعات خاصي بدانند. آنها آنقدر اين كار را ادامه ميدهند تا اينكه همه چيز را در مورد هيچ چيز بدانند.
جنراليستها سعي ميكنند كمتر و كمتر در مورد همه چيز بدانند و روزي متوجه ميشوند كه هيچ چيز در مورد همه چيز ميدانند"
اگر دقت كنيد متخصصين دارند سعي ميكنند در مورد موضوع خاصي بيشتر بدانند.
و براي همين هم هست كه MBA خوانها شانس بيشتري براي مدير شدن دارند تا PhD دارها و عملا كمتر شركتي PhD دارها را به (البته بجز جهان سوم) به پستهاي مديريت ارشد انتخاب ميكنند

راستي براي حسن ختام پيشنهاد ميكنم حتما كتابي را كه در پست قبلي در خصوص تاريخچه مديريت در ايران معرفي كردم را حتما بخوانيد.
 
 نقل از وبلاگ علیرضا مجاهدی
پست :
بیست و هشتم بهمن ماه ۱۳۸۵

خوب است يا بد؟ MBA بالاخره رشته


   + امیرحسین سرفرازیان - ۱:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/۳٠

تغییرات در شرایط آزمون MBA

ضرايب و دروس امتحاني MBA

 

حتما خبر دارید که ضرایب دروس آزمون MBA نسبت به سالهای گذشته تغییر کرده، مثل همیشه تردید و عدم ثبات در رویه ها باعث ایجاد تنش و اضطراب در ذهن داوطلب ها می شه .

اما حذف آ ت ت و تغییر در ضرایب از چند منظر قابل بررسیه .

1. حذف آ ت ت:

من شخصا خوشحالم که این طرح ناقصو مسخره و تضییع کننده حقوق داوطلبان برداشته شد . به نظر شما دادن ضریب 1.2 از طرف یه دانشگاه به دانشجوهای خودش گزینش صحیح علمی و دوری کردن از جو تست زنیه؟! به علاوه حضور آقایان مسوولین دولتی و خصوصی و آقا زاده هاشون به خصوص در رشته MBA به کمک طرح آ ت ت توجیه می شد . بنابراین به نظر من باید خوشحال بود که این طرح لغو شد و حداقل الان می دونیم که به اندازه پولمون آش می خوریم .

2. تغییر ضرایب دروس :

تغییر این ضرایب نشون داد که مسوولین خواهان جا افتادن این مساله هستن که گرایش MBA برای فنی ها باشه و اجرایی برای غیر فنی ها . برای دانشجوهای فنی و در کل کسانی که پایه ریاضی خوبتری دارن با توجه به نبود فیلتر آ ت ت این مساله اتفاق مبارکیه چون تمرکزشون روی ریاضی و فنی جمع می شه و تشنج اعصاب ناشی از دیدن سوالات بی سر و ته تئوری بهشون دست نمی ده ، کلا قبلا هم کسی به کمک تئوری نمی تونست قبول شه و همه تقریبا اندازه هم تئوری می زدن اما حالا خیال داوطلب ها راحتتره

اما حذف تئوری با عث می شه داوطلب ها بعد از قبولی یه مقدار از نظر فهم مفاهیم مشکل داشته باشن و از دید مدیریتی خیلی به دور باشن ، این ضعف رو باید یه جورایی جبران کرد که مثل طرح آ ت ت از هدفش دورنشه ، حد اقل با سوالات GMAT هوشمندانه تر شاید بشه تا حدی بشه استعدادهای مدیریتی رو از ریاضی خونها جدا کرد ، یا احتمالا در درس زبان که محتمل تره

اما کاهش تاثیر زبان کار بسیار غلطیه چون MBA بیش از هر رشته ای به پایه زبان خوب نیاز داره گرچه این نکته که گفته شده از داوطلبان MBA آزمون اختصاصی به عمل خواهد امد به معنی آزمون جدی و سخت زبان خواهد بود که سعی در غربال کردن داوطلب ها داره و احتمالا معلومات مدیریتی داوطلبان اینجا به صورت ترکیبی با مهارت زبانی اونها سنجیده می شه  ، به نظر من گول ضریب 1 زبان رو نباید خورد و از حالا به فکر تقویت پایه زبان خودتون باشید ، ظاهرا منطق این طور نشان می ده که آزمون زبان بر خلاف چیزی که از ضریب 1 اون نشون می ده محل سنجش و غربال دانشجوهای مستعد مدیریت از فقط کنکوریها و تست زن ها خواهد بود .

به نظر من از لحاظ مطالعه چه اونهایی که MBA می خواستن چه اجراییها تفاوتی به حالشون کرد و نباید زیاد وسواس به خرج داد و همون برنامه های قبلی رو ادامه داد ، حتی به نظر من در صد شرکت کننده ها به تفکیک اجرایی و MBA هم تفاوت چندتنی نداره و یک کم به نفع اجرایی ها می شه چون  عملا از قبل بالای %90 داوطلبهای MBA فنی ها بودن و حالا به راحت تر شدن شرکت در MBA اینرسی فنی ها برای شرکت در اجرایی بیشتر می شه

 

 

ریاضیات 1و2 فنی

تئوریهای مدیریت

GMAT

زبان عمومی  و تخصصی

دانش مسائل روز

درک متون مدیریت به زبان فارسی

MBA

2

۰

2

۱

0

0

مدیریت اجرایی و شهری

0

2

2

1

2

1

 

1. ریاضیا ت فنی و مهندسی ( MBA ) :

الف ) کتاب ریاضی از سری 5 جلدی MBA ، نوشته مسعود آقاسی

ب) کتاب ریاضیات 1و2 مسعود نیکوکار

ج)کتاب ریاضیات 1و2 ، فرزین حاجی جمشیدی ( تست )

د) کتاب ریاضیات 1و2 ، معتقدی ( پارسه )

2. تئوریهای عمومی مدیریت ( مدیریت اجرایی و شهری ) :

1. مبانی سازمان ، سید علی رضاییان

2. مدیریت عمومی ، سید مهدی الوانی

3. مدیریت رابینز

4. منابع انسانی ، سعادت

5. تئوریهای مدیریت ، سری 5 جلدی MBA

6. مدیریت ، علی محمد اقتداری

7. Management global perspective, Harold koontz

8. مجموعه جمع آوری شده کنکورهای MBA و مدیریت اجرایی

نکته : ترتیب این کتابها نشان دهنده اهمیت آنها نیست و به شخصه توصیه اکید می کنم همه منابع 6-1 را حتما بخوانید و حتی با مشورت با دیگران کتابهای احتمالی دیگر را نیز پیدا و بخوانید، اگر رتبه زیر 50 می خواهید باید این کار را انجام دهید ، سعی کنید هر کتاب را فقط یک بار بخوانید و خلاصه برداری کنید ، این کار باعث می شود علاوه بر این که بخشهای مشترک همه منابع را حفظ شوید بعدا با مراجعه به یادداشتها نکات غیر مشترک را هم مرور کنید ، به هیچ کتابی هم به قول معروف کلید نکنید تا برسید همه منابع را مرور کنید .

منبع شماره 7 بیشتر برای استفاده درس زبان مناسب است .

3. GMAT  ( مشترک ):

GMAT مخفف (Graduate Manafement Admission Test )  است که در فارسی سنجش هوش و استعداد تحصیلی رشته مدیریت ترجمه شده ، با GMAT جهانی مقداری تفاوت دارد. این آزمون از سه بخش تشکیل شده است : 1. حل مساله   2. کفایت داده ها    3. استدلال منطقی

1. حل مساله : اگر از دوران راهنمایی یادتان باشد عموما مسائلی داشتیم نظیر  یک نقاش دیواری را در مدت 2 روز و نقاش دیگری در مدت 4 روز ....، مسائل بخش حل مساله عموما در این حد هستند یعنی ریاضیات عمومی دوره راهنمایی و دبیرستان برای حل آنها کافی است چیزی که قرار است از شما بسنجند نه حل مسائل که حل صحیح آنها در کمترین زمان ممکن است .

2. کفایت داده ها :

به این سوال دقت کنید : آیا x+y  زوج است ؟  :       1.x  فرد است                 2. xy زوج است .

مسائل کفایت داده ها به این شکل هستند حال شما باید با توجه به داده 1و2 بگویید که آیا با تنها یک داده می توان جواب سوال را پیدا کرد( توجه کنید که پیدا کردن جواب اصلا مهم نیست بلکه تنها باید تشخیص دهید با چه مقدار داده می شود جواب داد . ) یا با هر دو داده میشود پاسخ داد یا هر کدام از داده ها به تنهایی کافی است و یا با هردو داده هم نمی شود به سوال پاسخ داد. که این حالتها معرف گزینه های الف ، ب ، ج ، د هستند.

3. استدلال منطقی : در این نوع سوال معمولا یک متن به شما می دهند که شما باید آن را بدون توجه به درستی یا غلطی متن و یا  تمامی اطلاعات و پیش فرضهای ذهنی قبلی خودتان ، با توجه و استدلال از متن بهترین گزینه را بیابید ، حتی خود طراحان و اساتید نیز ممکن است جواب غلط را انتخاب کنند بنابر این زیاد نگران جواب نباشید .

نکته : این درس نیاز به خواندن به شکل دروس دیگر ندارد تنها کافی است مقداری تمرین کنید . توصیه من این است که از اول آبان یا حتی اذر شروع کنید ، تنها کتاب بدرد بخور که من در بازار دیده ام کتاب GMAT ، احمد صداقت  است  ونیز مجموعه جمع آوری شده کنکورهای MBA و مدیریت اجرایی .

4. زبان عمومی و تخصصی ( مشترک ) :

منابع :

1. 504 words,essential

2. زبان عمومی ، انتشارات آزاده ، سری راهیان ارشد

3. جزوات زبا ن عمومی و تخصصی پارسه (من به شخصه از این منابع استفاده کردم شما میتوانید از هر منبعی که زبان عمومی و گرامر شما را تقویت کند استفاده کنید )

4.Management global perspective, Harold koontz

5. مجموعه جمع آوری شده کنکورهای MBA و مدیریت اجرایی

نکته : منابع 1و4 را حتما استفاده کنید اما منابع 2و3 را می توانید با هر منبع مناسب دیگری جایگزین کنید . در کل توجه داشته باشید که ضعف در زبان برابر است با ناتوانی در تحصیل رشته MBA ، چرا که تقریبا تمام متون مدیریتی به زبان انگلیسی است ، پس از همین امروز در صدد تقویت زبان خود بر آیید. اگر نیاز است از همین فردا کلاس بروید .

 5 و 6 : دانش مسائل روز و درک متون زبان فارسی ( مدیریت اجرایی و شهری ) :

برای دانش مسائل روز می توانید کتاب دانش مسائل روز سری5 جلدی را به عنوان مقدمه بخوانید و بعد هم می توانید از همه منابع ممکن برای بالا بردن اطلاعات اقتصادی خود استفاده کنید از جمله  روزنامه دنیای اقتصاد ، جزوات پارسه ماهان یا هر موسسه دیگر که مناسب دیدید ، 

البته اگر خواهان شرکت در گرایش MBA به تنهایی هستید ، به هیچ وجه روی این  دروس مدیریت اجرایی و شهری سرمایه گذاری نکنید .

   + امیرحسین سرفرازیان - ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/۱٧

ایده ایجاد دوره های MBA در ایران

"...داوطلبین ورود به رشته مدیریت در دوره لیسانس از رتبه های پایین قبول شدگان در آزمون سراسری هستند. اگرچه آموزش نیروهای مزبور برای تصدی مشاغل کارشناسی و سرپرستی در رده های پایی سازمانی ضروریست، ولی عموما و به جز استثنا ها، از فارغ التحصیلان دوره های لیسانس مدیریت نمی توان انتظار ایجاد تحولات کیفی در مدیریت سطوح مختلف را داشت. آموزش رشته مدیریت باید در سطح بعد از لیسانس و برای فارغ التحصیلان با استعداد کلیه رشته ها از جمله رشته های فنی-مهندسی توسعه یابد و با آموزش های کیفی بالا جوانان زبده و با استعداد را آماده پذیرش مسئولیت های مدیریتی سطوح مختلف نماید...
با توجه به کیفیت بالاتر دانشجویان رشته های فنی-مهندسی و نیز با توجه به کیفیت آموزش های تحلیلی در این رشته ها لازمست دانشگاههای فنی-مهندسی به ایجاد و تسعه آموزش های فنی-مهندسی اقدام کنند. این اقدام هم سبب بهبود و ارتقا کیفیت آموزش های مدیریت در کشور خواهد شد و هم سبب آشنایی بیشتر مهندسین کشور به عنوان عناصر مهم در انتقال و توسعه تکنولوژی با دانش مدیریت خواهد گردید..."
متن بالا، قسمت های پایانی مقاله ای تحت عنوان "نقش مدیریت در انتقال تکنولوژی و توسعه صنعتی" از دکتر مشایخی می باشد که در فروردین 1372 به چاپ رسیده است. نکته جالب توجه برای من این است که همه آنچه را که دکتر مشایخی خواهان رسیدن به آن بوده اند، اکنون بدون شک ایران به آن رسیده است. در چند سال اخیر یکی از جذاب ترین رشته های دوره کارشناسی ارشد رشته مدیریت اجرایی MBA بوده است که فقط!!! مهندسین در ان توانایی قبول شدن دارند و در این 2، 3 ساله همیشه رتبه های اول آن از برترین فارغ التحصیلان دانشگاه شریف بوده اند. مطمئنا با به دست گرفتن مدیریت سطوح مختلف کشور توسط فارغ التحصیلان MBA دوره جدیدی از مدیریت در ایران آغاز خواهد شد که شاید بتواند چرخ های صنعت ایران را بهتر به حرکت درآورد

   + امیرحسین سرفرازیان - ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/٧

زنان و مديريت

این سوال که آیا زنان مدیران خوبی هستند یا اینکه مدیریت هم از حوزه های ممنوعه برای زنان به شما می رود ، سوالیه که به ذهن خیلیا تا حال رسیده . برای من که حدود نصف همکلاسیهام خانم هستن و بعضا دانشجو های مستعد و قوی هستند ، این سوال به نوعی مطرحه ، احتمالا هنگام استخدام زنان به عنوان مدیر باز این سوال مطرحه ، مطلب زیر به نوعی این تعصب و پیچیدگی رو کمتر می کنه، اگه نظری دارید ممنونم  مطرح کنید که در موردش بحث کنیم .

مدير اقتصادي شركت آلكاتل قدرتمندترين زن اقتصادي جهان شد

نشريه اقتصادي فورچون ، نام پنجاه نفر از قدرتمندترين زنان تاجر و مديران ارشد اقتصادي جهان در سال 2006 را منتشر كرد كه سه نفر اول آن فرانسوي هستند.



به گزارش خبرنگار فارس از شرق آسيا، پاتريسيا روسو در حالي رتبه اول را در ميان زنان اقتصادي برتر جهان از آن خود كرده است كه وي در رده بندي سال گذشته هيچ جايگاهي نداشته است.
روسو مدير اقتصادي شركت آلكاتل لوسنت مي باشد كه طي سال گذشته با مديريت او اين كمپاني به بزرگترين كارخانجات مخابراتي جهان مبدل شده است.
آنه لافورژن نفر دوم ، مديريكي از بزرگترين كمپاني هايي است كه در زمينه انرژي هسته اي فعاليت مي كند.
وي كه سال گذشته در رده اول اين ليست قرار داشت جايش را به هم وطن خود داده است.
نفر سوم هم آنه ماريا ايدراك نام دارد كه وي نيز امسال براي اولين بار نامش در بين پنجاه زن قدرتمند اقتصادي جهان به چشم مي خورد.
وي هم اكنون رياست راه آهن سراسري فرانسه را بر عهده دارد.
بر اساس اين گزارش رتبه هاي بعدي را ليندا كوك ، مدير عامل رويال داچ شل هلند و مارجري اسكاردنيو ، مدير عامل شركت پيرسون انگليس از آن خود كرده اند.
قوي ترين زنان اقتصادي و تاجر در آسيا ، متعلق به كشور چين هستند جايي كه شي كي هوآ كه سال گذشته رتبه دوم جهاني را در اختيار داشت ، امسال به رده ششم نزول كرده است.
وي مدير عامل كمپاني بائوستيل مي باشد.
بر اساس اين گزارش هم وطن او ماريما نيز كه مديرعامل شركت لنوو در رده دهم رده بندي قرار گرفته است.
يك زن از اهالي كشور تركيه ، به نام گولوسابانچي كه مالك شركت هلدينگ سابانچي است رده يازدهم را به خود اختصاص داده است.
در ميان كشورهاي مسلمان علاوه بر ساوانچي نام لوگنا اولايان مالك موسسه مالي لوبايان از كشور عربستان سعودي نيز در رده سي و سوم به چشم مي خورد.
كشورهاي فرانسه ، ژاپن و چين داراي بيشترين نماينده در اين ليست پنجاه نفره مي باشند.

نقل از www.modir.ir

   + امیرحسین سرفرازیان - ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٧/٢۳

کيفيت دوره ای ارائه شده MBA در ایران

سلام خدمت دوستان

با توجه به اینکه دوست داشتم این بحثو  ادامه بدیم و نمی خواستم نصفه نیمه رها بشه و اینکه معمولا بازدیدکننده ها فقط روی آخرین پست کامنت می گذارن برای همین یه بار دیگه پست کردم . از بابت تکراری بودن این پست تعجب نکنین .

این سوال که سطح علمی دانشگاههای ارائه دهنده mba و تفاوت اونا با هم به چه شکلیه سوالیه که برای خیلی از دوستان و خودم مطرحه ، برای جواب به این سوال نیاز به تحقیق کاملی هست ،اما چیزی که خودم فهمیدم ، به طور اجمالی و غیر کارشناسی مطرح می کنم.

در مورد سطح علمی دانشگاههای ارائه دهنده mba واقعا اطلاعات با ارزشی در دست نیست .
دانشگاه تهران و شاهرود و مالک اشتر هنوز فارغ التحصیل نداشتن که اظهار نظر صورت بگیره ، چیزی که هست نسبت به شریف نظر مناسبی وجود داره که به خاطر اعتبار کلی شریف هم هست ، همون چیزی که به نوعی در مورد تهران هم برقراره

سازمان مدیریت صنعتی هم که خودشو اثبات کرده اما مال از ما بهترونه یعنی از اولشم برای مدیران رده میانی و عالی سازمانه در نظر گرفته شده نه برای دانشجوها , در کل دوره سازمان دوره معتبریه به خاطر تجربه دانشجوهاش و case study  هاش

علوم و فنون مازندران هم دیدگاه خوبی نسبت بهش هست ، خودشون که خودشونو خیلی قبول دارن ، به خصوص وجود اساتید خارجی و تقویت زبان دانشجوها باعث ایجاد این دیدگاه شده ، به قول یکی از اساتید اونجا ، توی فیلدی مثه مثلا تجارت الکترونیک ما که تو مملکتمون  تجربه نداریم بهتره از  اساتیدی کمک بگیریم که در کشورشون  تو این زمینه تجربه داشته باشن

هر چند دانشگاه تهران به قول کسانی که دورادور خبر دارن دوره mba که ارائه می کنه اصلا در حد و اندازه شریف و جاهای دیگه نیست اما اسم دانشگاه تهران کار خودشو می کنه

در کل ارزش دوره mba رو از لحاظ منطقی بازار کار و جذب  فارغ التحصیلاش باید مشخص کنه . که برای این قضاوت هنوز زوده

تو سایر کشورا مثلا امریکا ، هر مدرسه بازرگانی تو یه فیلد خودشو مطرح کرده  مثلا استنفورد در زمینه رهبری ، یا هاروارد به خاطر case study  هاش ، یا دانشگاه ییل به رفتار سازمانی معروفه

دانشگاههای ایران هم باید همین مسیر رو برن یعنی مثلا یه جا تو بازاریابی یه جا مدیریت پروژه و ....معروف بشه

منتظر نظراتتون هستم .

   + امیرحسین سرفرازیان - ۱:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٧/۱٢
← صفحه بعد